دوباره؟

روح سرگردان تولستوی، از پشت بخار چای عصرانه‌اش می‌پرسد:

این هفته چه کتابی می‌خوانید؟



یادآوری: قدیم‌وندیم‌ها این‌جا یک پست‌هایی می‌گذاشتم زیر دسته‌ی موضوعی «تالار گفت‌وگو» که با بچه‌ها جمع می‌شدیم و در کامنت‌ها صحبت می‌کردیم و روح سرگردان تولستوی میزبان‌مون می‌شد. خواستم باز باب گفت‌وگو رو باز کنم، با ذکر این نکته که پاسخ کامنت‌هاتون در خود کامنت‌دونیه و اعلانش نمیاد، لذا مثل عهد عتیق بلاگستان باید بیاید صفحه رو رفرش کنید و ببینید کسی چیزی گفته یا نه! پست هم در صفحه‌ی اول نمایش داده نمی‌شه، اما در نوار بالای وبلاگ، هروقت که همچین پستی باشه، در مخفی به سمت تالار گفت‌وگو هست. چندوقت یک‌بار احتمالاً، هروقت که تولستوی حوصله کنه، بیایم و از کتاب‌هامون بگیم.

۳۲ دانه حرف ۵ قلب

دیدار اول


 روح سرگردان تولستوی می‌پرسد:

 در این تابستان با چه کتاب‌هایی همنشین بودید؟

۱۴۸ دانه حرف ۶ قلب

به داغ عاشقای بی‌مزار

 

چه شود به چهره‌ی زرد من نظری برای خدا کنی، هاتف اصفهانی

 

خ. متوجه شدیم که صفحه‌ی "هزار شب و یکی" در بعضی گوشی‌ها با به‌هم‌ریختگی قالب نمایش داده می‌شود. با دست اندر کاران تلاش کردیم جهت رفع و رجوعش ولی کارگر نشد. وقتی که دیگر کاری از دستمان برایش برنیامد، گمان بردیم که روح سرگردانی آمده در خشت و بنای این خانه و می‌خواهد چیزی به ما بگوید. تصور کردیم روح آقامان تولستوی است که با ما حرفی دارد. از آن به بعد چنان دوستش داشتیم که نخواستیم دیگر به شکل سابق برگردد. هربار سرزدیم و "هزار شب و یکی" را به‌هم‌ریخته دیدیم، به روح سرگردان تولستوی سلام کردیم و با او به قصه‌ها گوش دادیم.

 

خ. از آن وبلاگ‌ها که دوستشان دارم.

۳ دانه حرف ۷ قلب
طوری پراکنده‌ایم در جهان
که جز کلمات هیچ‌چیز نداریم.
آرشیو مطالب
طراح اصلی قالب: عرفان .در بهار نوری‌ست