یلدای سال صفر

دی در گذار بود و نظر سوی ما نکرد 

بیچاره دل که هیچ ندید از گذار عمر 


۹ قلب

اول اینکه زمستونت مبارک رفیق.

.

دومی یه چیز عجیب و غریبه که به ذهنم اومد. اینکه بیت رو خوندم و بعد همین‌طور با خودم تکرار کردم مصرع دوم رو و بعد دیدم چقدر این «بیچاره‌دل» خودش می‌تونه صفت جالبی باشه. 

زمستون‌تون بخیر.

تا همین‌جا که یازده روز بیشتر نگذشته انگار چهارسال پیرتر شده‌م.

آره، ترکیب جالبیه. ولی این‌جا نمی‌تونیم این‌طور بخونیمش. اگر این‌طور بخونیم، بیچاره‌دل می‌شه فاعل هر دو جمله‌ی مصراع اول و همین‌طور مصراع دوم. و هیچ‌ندیدن دل از گذار عمر به خاطر اینه که اونی که باید نظر می‌کرده، نکرده. فاعل باید متفاوت باشه.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طوری پراکنده‌ایم در جهان
که جز کلمات هیچ‌چیز نداریم.
آرشیو مطالب
طراح اصلی قالب: عرفان .در بهار نوری‌ست