بعدک على بالی





هیچ‌وقت نرفته‌ام فیروز گوش بدهم. هیچ‌وقت دنبالش نرفته‌ام. آلبوم‌هایش را، ترانه‌های محبوبش را جست‌وجو نکرده‌ام. فیروز خودش می‌آید و من را پیدا می‌کند، وقتی که بیشتر از همه‌وقت محتاج شنیدنش‌ام. میان بازخوانی‌های نای البرغوثی پیدا می‌شود، وقتی با آن صدای آسمانی‌اش یاد فیروز را با بیروت می‌آمیزد: من قلبی سلام لفیروز... یا پاییزی که ادیت پیاف گوش می‌کنم و می‌روم و می‌روم در کوچه‌های پاییزی جهان تا صدای فیروز می‌پیچد که لکن کله ما عم یمنع اشتقلک مادام کل سنة فی خریف. تا امشب که بازخوانی کنسرت ریم بنا را گوش بدهم، ریم بنای محبوبم را بارها و بارها و بعد بروم سراغ فیروز و طنین صدایش از روشنایی میزم بپاشد در تاریکی اتاق و دیگر سراغ هیچ‌کدام از نسخه‌های دیگر نروم. 

۶ قلب

چه قدر زیبا بود

خیلی قشنگه. 

ممنون از کتابی که گفتید توی پست قبل. نخونده بودم. 

چقدر زیبا و دلنشین بود.

بسیار قشنگه.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طوری پراکنده‌ایم در جهان
که جز کلمات هیچ‌چیز نداریم.
آرشیو مطالب
طراح اصلی قالب: عرفان .در بهار نوری‌ست