A fairer House than Prose



همین‌که به برادرم گفتم هفته‌ی پرکاری دارم، این را برایم فرستاد. موهایم را جمع می‌کنم، عینکم را پاک می‌کنم‌. می‌نشینم پشت میز، می‌نشینم روی تخت، دراز می‌شوم روی زمین. کاغذها پخش می‌شوند، کتاب‌ها از کتاب‌خانه بیرون می‌آیند، باز و بسته می‌شوند. قمقمه‌ی آب پر و خالی می‌شود. سررسید ورق می‌خورد. صفحه‌کلید حرف می‌زند. نام من عنصر خودایستاست. کلمه در بند من است. 



خ. عنوان از امیلی

خ. تماشا

۷ قلب

متنتون قشنگ بود و موسقی خیلی برازنده اش بود :))

ممنونم :)

واو، با این آهنگ میتونی پگاسوس رام کنی و اژدها بکشی، کلمه و تکلیف و پروژه که هیچچی! 

کلمه مگه کمه از اژدها؟ :))

آهنگ زیبایی بود....از اون آهنگاس که باید اسبتو زین کنی و بری لیانشانپو برای فتوحات:))

لیانشانپو کجاست؟ :))

اسم برادر که میاد یاد منچسترسیتی می‌افتم.

.

آهنگ من رو می‌بره به یک قایق چوبی وسط یه دریاچه‌ی پت و پهن.

یک مشت خائن لامروت شده‌ند برادر من. دوقلوها یکی‌شون لیورپولیه.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طوری پراکنده‌ایم در جهان
که جز کلمات هیچ‌چیز نداریم.
آرشیو مطالب
طراح اصلی قالب: عرفان .در بهار نوری‌ست