دوشنبه‌ها پیش خودم می‌روم

دوشنبه‌ها میزم را مرتب می‌کنم و می‌نشینم. ذهنم را خلوت می‌کنم. صداهای دیگر را خاموش می‌کنم تا صدای آشنا بیاید، سلام کند، حال‌واحوال کند و دنباله‌ی بحث را پیش ببرد. قلم و سررسیدم آماده است. دلم نمی‌آید کلمه‌ایش را از دست بدهم، نه هیچ‌یک از سه فعل مترادفی را که برای هرجمله به کار می‌برد. هرجلسه اما جزوه‌ام بیشتر از یک‌ بند طول نمی‌کشد. هرجلسه دفترم را می‌بندم. سرم را می‌گذارم روی میز. به صدا گوش می‌کنم، با بغض، با لبخند. 



خ. کامنت که جواب نمی‌دهم برای این است که جوابی ندارم بدهم. می‌خوانم و ممنونم.

۱۸ قلب
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طوری پراکنده‌ایم در جهان
که جز کلمات هیچ‌چیز نداریم.
آرشیو مطالب
طراح اصلی قالب: عرفان .در بهار نوری‌ست