مشتی ستاره در آسمان من بپاش

من دعای سال قبلم رو به خاطر دارم. چه‌قدر غریب و اعجاب‌انگیزه که بعد از همه‌ی ماجراهایی که گذشت در تجربه‌ی همه‌ی تنش‌ها و جنگ‌های فیزیکی، روحی، درونی، جنگ‌های توی خواب‌ها، رسیدم به شب آخر و دعای من مستجاب شده. هرچند که حال گذشته از همه‌ی این روزهام، بیماره و رنج‌کشیده و آسیب‌دیده‌ست ولی چیزهایی که خواسته بودم شنیده شده و به من دوباره بخشیده شده. 

امشب با یک دعای دیگه اومده‌م و می‌خوام دلم‌ رو قرص کنم، بسپرمش به امید سال بعدی. 

۱۹ قلب
طوری پراکنده‌ایم در جهان
که جز کلمات هیچ‌چیز نداریم.
آرشیو مطالب
طراح اصلی قالب: عرفان .در بهار نوری‌ست