تلاش‌های کوچک بیهوده

نمی‌دانم بعدها پشیمان می‌شوم از فرصت‌هایی که دنبالشان ندویده‌ام و گذشتن‌شان را تماشا کرده‌ام و آیا به گل نشسته حسرت خواهم خورد؟ حالا ولی از این‌که شجاعت ایستادن دارم بر آن‌چه درست می‌پندارم، دلم قرص است. 

۱۶ قلب

خدا از این شجاعتا به همه‌مون بده. =) 

دلت همیشه قرص :)

 

+ من می‌خوام اعتراض کنم نسبت به پست‌های رمزدار. اجازه دارم؟ :))
 

اختیار دارید. من می‌شنوم.

شما هم به من اعتماد کنید اون‌طور که به تشخیص خودم بهتره، عمل کنم. 

بالاخره پست غیر رمزدار. :)

 

وقتی روی حرف خودت می‌مونی، حتی اگر نتیجه نتیجۀ دلخواهت نباشه باز قابل تحمل‌تره. باز به خودت مدیون نیستی. 

چه عجیب! غروبی من هم داشتم این سوال رو از خودم می‌پرسیدم...

فکر می‌کنم اگه روی‌کردمون نسبت به زندگی این باشه که در لحظه شرمندۀ خودمون نباشیم، در آینده هیچ‌موقع حسرت گذشته رو نمی‌خوریم!

اگر ۶۳ سالت بود، این رو ازت می‌پذیرفتم. 

درست‌ه، حق می‌دم به‌تون. (-: تئوری خودسازگار و زیبایی‌ئه، ولی هنوز کاملن به بوتۀ آزمایش گذاشته نشده. مثل تورم یا نظریۀ ریسمان!

ولی می‌دونی، دنیایی که می‌سازه رو دوست دارم. و دنیای نظریه‌ی ریسمان رو.

می کند خون در دل اکنون پنجه ی خورشید را

طی شد آن فرصت که زلف او سری با شانه داشت...

:)

حس اینکه الان جای درستی وایستادم با اختلاف مهترین و روشنی بخش ترین حس دنیاست !

 

مهمه ادم بدونه تو چه مسیریه و اصلا درسته ...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طوری پراکنده‌ایم در جهان
که جز کلمات هیچ‌چیز نداریم.
آرشیو مطالب
طراح اصلی قالب: عرفان .در بهار نوری‌ست