دیو شهر شب بیداره امشب

در دورترین جای دنیا به تو ایستاده‌ام. گم شده‌ام مرتضا. به دیدارم بیا. در من نوری بیفروز. چشم‌بسته، دست‌بسته، ناشنیده‌ام. نمی‌بینمم مرتضا. به دادم برس. نور از کدام طرف می‌تابد؟ من ایستاده‌ام پشت به نور یا دست جفاکاری پیش روی آفتاب پرده کشیده؟ همه‌جا تاریک است مرتضا. چگونه می‌بینی؟ 

۱۴ قلب

به من بگو مرتضا. چگونه می‌بینی؟ :(

 

چراغی بر سر راهم بگیر مرتضا

تو را صدا می‌زنیم مرتضا. جوابی بده. 

مرتضا، در من نوری بیفروز.

توی سایه‌ها گیر افتاده‌ام مرتضا.

مرا ببر به صحرایی که می‌شناسی و ستاره‌خوانی یادم بده مرتضا. 

همه صدایت می‌زنیم. می‌شنوی مرتضا؟ جوابی بده...

عه

چرا کامنتا یه جوریه که من احساس اصحاب کهف بودن میکنم!

ماجرا چیه

چرا همه میدونن مرتضا یعنی چی 

من دنبال ربطش با ولادت حضرت زهرا و لقب امام علی و ... رفتم ولی به جوابی نرسیدم

جواب کجاس؟

در حال حاضر من دست بسته و چشم بسته اینجا وایسادم خورشید

به دادم برس

درد دله با سید مرتضی آوینی.

آآآآآآآآآآآآآآهان

اوکی شد اوکی شد

:)

گم شده‌ام...

الهی که هیچ وقت هیچکس از اصلش گم نشه...

همه صدایت می‌زنیم. می‌شنوی مرتضا؟ جوابی بده...

 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طوری پراکنده‌ایم در جهان
که جز کلمات هیچ‌چیز نداریم.
آرشیو مطالب
طراح اصلی قالب: عرفان .در بهار نوری‌ست