گلای عالم تِموم شد پس چطو شد؟

یا بیا، یا مرا ببر. تنهایم این‌جا مگذار.

۱۲ قلب

مرا ببر...

همه آلودگی‌ست این ایام.

عاشق به دلبرش می‌گفت: ای جان شیرین ما

یا من رو ببر به خونه‌تون، یا بیا به خونۀ ما

 

+شاید بشه این بخش از این ترانۀ قدیمی رو به شکل همین مناجات خوند. :)

چه‌قدر بامزه‌ست. :)

یا مرا با خود ببر آنجا که هستی

یا

بیا

هرطور که خودت صلاح می‌دونی.

من هم با برده شدن موافقم :)

ایشون رو بیاید ببرید.

سلام

عه، شما شیرازی هستین؟!

 

یــا بــــرگرد یا آن دل را بـــــــرگـــــردان...

http://dl.next1.ir/files/2018/09/tak/SalarAghili-CheBegooyam-128(www.Next1.ir).mp3

من خراسونی‌ام.

عنوان از یک دوبیتی خراسونیه.

این دیگه خیلی هیاهو داره :))))
یک مناجات ساده‌ست.

ای یار بکش دستم آن جا که تو آن جایی!

کجاست استاد بلاغت ما که ببینه دوستان پنجره چه ذهن غنی‌ای از سنت‌های ادبی دارند.

باو! :)

وری نایس تم! +

:|

یا مثلا

 

یا برگرد، یا آن دل را برگردان...

چه محبوبه این ترانه.

در این کوه‌های پر سنگُم خدایا
غریبُم، زخمی جنگُم خدایا
گرفتار غم یارُم الهی
نجاتُم ده که دلتنگُم خدایا

ها عارفه، همو. 

شهر خالیست ز عشاق، بود کز طرفی
مردی از خویش برون آید و کاری بکند؟
کو کریمی که ز بزم طربش غمزده‌ای
جرعه‌ای درکشد و دفع خماری بکند؟
یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب
بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند؟

نمی‌کنم گله‌ای لیک ابر رحمت دوست

به کشته‌زار جگرتشنگان نداد نمی

تو گفتی گل درآید...

تِموم جوونا رِ دایی به کشتن...

یا نرو، یا با هم بریم مثلا.

پاشو بیا همین‌جا اصلاً.

قشنگ بودا ولی😍خوشمان آمد😅😍

این بدترین واکنش ممکن به احساسات آسیب‌دیده‌ی یک آدمه. 

این‌جا اینستاگرام نیست و ما اولین چیزی که به ذهنمون خطور می‌کنه رو پرتاب نمی‌کنیم.

منظورم جمله ای بود که نوشتین!

لازم به ذکره که بگم بنده اصلا اینستا ندارم :)

و من چند ساله وبلاگ دارم و نیاز نیس شما به من یاد بدی چیو پرتاپ کنم چیو نکنم!

اینم بگم الان احساسات خیلیا آسیب دیده! مختص شما نیس!

این حجم از بی جنبه بودن قابل توصیف نیست اصلا! 

متاسف شدم واقعا!

جملات از احساسات میان. وقتی مقابل یک متن قرار می‌گیریم، با اندیشه و احساسات یک فرد روبه‌روییم. خوندنش یعنی که نگارنده‌ش به ما اعتماد کرده و اون رو پیش چشم ما گذاشته. این‌که درمقابل بهش آسیب بزنیم، این اعتماد رو ازش می‌گیره.

کاش اینستاگرام داشتید ولی. اون این فرصت رو بهتون می‌ده. اون‌وقت دیدن این تفاوت‌ها شاید باعث می‌شد متوجه حرفم بشید وقتی از احترام به جملات کسی حرف می‌زنم. این چندسال وبلاگ‌نویسی حتما این تجربه رو به شما داده که اتفاقا به صرف دردسترس همه بودن، ما وارد نمی‌شیم هرچی که می‌خوایم بگیم. هروبلاگی فضای خاص خودش رو داره و نگارنده‌ش محیط خاصی رو شکل داده. آداب این‌طوره که برای شکل‌گرفتن ارتباط سالم با هر وبلاگی و نویسنده‌ش فرصت شناخت و آشنایی به خودمون بدیم. روبه‌رو شدن و قضاوت و واکنش به صرف متن، همراه چشم‌پوشی عظیمی از فرامتن‌هاست که در محیط شخصی‌تری مثل وبلاگ، اگر نگم اهمیتش بیشتر از خود متنه، کمتر هم نیست.   

بنده اولین باری بود که اومدم وبلاگ شما و اطلاعی نداشتم احساسات شما آسیب دیده و این جمله رو خود شما نوشتین .. جمله واسم جالب بود و کامنتیم که نوشتم بخاطر همین بود! باز قضاوت با شما!

شاید من نباید کامنتی میزاشتم! درضمن اگه باعث ناراحتیتون شد میتونین کامنتمو پاک کنین :)

یاعلی

قضاوتی نیست و باید و نبایدی هم. 

می‌دونم که بار اولیه که اومدید و مکالمه‌ای برای این بود که عقیده‌ و راه و شیوه‌ی هم رو بشناسیم. 
علی یار شما باشه. 

یاد شعر

بیش ازاین نتوان حریف دا‌غ حرمان زیستن

یا مرا از خود ببر آنجا که هستی یا بیا

  افتادم

دقیقا من هم به این بیت فکر می‌کردم.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طوری پراکنده‌ایم در جهان
که جز کلمات هیچ‌چیز نداریم.
آرشیو مطالب
طراح اصلی قالب: عرفان .در بهار نوری‌ست