دیدار دوباره

 

 

  روح سرگردان تولستوی می‌داند لحظه می‌شمردید برای برگشتن شب‌های فوتبالی‌. می‌پرسد:

 اولین هفته‌ی لیگ جزیره را چه‌طور دیدید؟

۲ قلب

سلام و درود بر آقای بزرگ ما، تولستوی.

اولین هفته رو ایستاده دیدیم و نشسته و در حالی که به پهلو آرمیده بودیم و صبح سحر باید می‌رفتیم سرکار و همه‌ی جونمون شور بود از برگشتن این شب‌بیداری‌ها و دویدن خون توی رگ‌ها.

سلام بر روح سرگردان تولستوی و احضارکننده‌ش!

 

فقط از چندتا از بازی‌ها خبر دارم. و خب راست‌ش دل‌م نمی‌خواست لمپارد این‌قدر سخت شروع بشه کارش. البته اشکال نداره. باید مرد بشه توی مربی‌گری! (-:

ظریفی

نگو که هوادار چلسی‌ای!

نه! صرفن طرف‌دارِ جوون‌گرایی‌ام. (-: 

البته نمی‌دونم چرا توی لیگ جزیره علاقه‌م به تیم‌ها به‌صورت پخش‌شده‌س. مثلن یونایتد و سیتی و لیورپول و آرسنال، هرکدوم رو به یه دلیل دوست دارم. همین‌قدر جمع اضداد! 

 

چلسی خوب بود. هم مقابل یونایتد و هم در سوپر جام، جلوی لیورپول. در واقع بازی با لیورپول که من کیف می‌کردم از کانته. هم مالکیت توپش بالا بوده در این دو بازی و هم پاس‌ها. اما من فکر می‌کنم که گل‌زن نیست. موقعیت‌های بسیاری رو از دست می‌ده. شاید که هماهنگ نشده‌ند هنوز. چون فکر می‌کنم مهاجم‌های بدی ندارند. هم پدرو خوبه (اگه اسمش رو درست بگم)، هم اون جوونه، میسن... و ژیرو هم که قهرمانی جام جهانی داره. هرچند من ازش خوشم نمیاد.

ظریفی

طرفدار جوونگرایی می‌خوای باشی، بیا تیم ما! نصف تیم از آکادمی اومده. کلاً لوکاکو رو‌ دادیم رفت با آرزوهای جوانگرایانه. دنیل جیمز رو ببین شما. میسن گرینوود رو ببین. هم‌سن شاگردهای مدرسه‌مه. :/

بازی‌های این هفته خیلی دیدارهای حساسی نبوده‌ند. مهم‌شون منچستر و چلسی بود که هر دو طرف خیلی منتظرش بودیم. از این بابت که فصل‌های پیش هر دو بحران‌زده‌ بودیم و برای چاره کردنش به سمت بازیکن‌های قدیم‌مون رفتیم و هر دو کم‌تجربه‌اند و در حال محک‌خوردن و البته بسیار محبوب که هوادارها رو خیلی به هیجان آورده. بازی اول، چلسی خوب بود و یونایتد نتیجه‌ی بسیار خوبی گرفت و می‌شه امید داشت که هر دو تیم جون تازه‌ای گرفته‌ند. به نظر می‌رسه که رقابت این فصل خیلی جذاب باشه.

بازی با منچستر رو که ندیدم؛ اما سوپرجام رو دیدم. از شروع وقت‌های اضافه‌ش البته! اون‌جا که خوب بازی می‌کردن توپ‌چی‌های لندنی. (همین بود لقب‌شون دیگه؟!) البته مشکل‌م این‌ه که چون کسی رو نمی‌شناسم، نمی‌دونم کی خوب بازی می‌کرد! :-/ آخرین تصویر چلسی برای من، همین لمپارده و دروگبا!

 

+ آره! این نکته هم جالب‌ه که چندوقتی‌ه توی مسابقه‌های فوتبال کسایی می‌آن توی زمین که ازم کوچیک‌ترن! خیلی حس عجیب و غریبی داره. یه دفعه هم این‌طوری شد. نمی‌دونم از کِی!

توپچی‌های لندن آرسنالی‌هااند :))) چلسی‌ها شیرند مثلاً. ما شیطانیم :دی

ئه‌ئه! حالا همون شیرهای لندنی! (((-:

+ شما هم که بله! شیاطین سرخ و از این حرف‌ها! (-:

طرفدار کدوم تیمی کلاً؟ 

 

+ می‌دونی، این قضیه خیلی داشت من رو اذیت می‌کرد. این‌که فوتبال ببینم و هیچ‌کدوم رو نشناسم و ترس من رو بگیره که تیمم داره با این آدم‌هایی که معلوم نیست از کجا اومده‌ند به قهقرا می‌ره. 

از نیمه‌ی فصل پیش شروع کردم به دنبال کردن اخبار و فعالیت توی انجمن‌های هواداری و حالم عوض شد کلاً. وقتی که از شروع نقل و انتقالات و بازی‌های پیش‌فصل همراه شدم با بازیکن‌های جدید که هم‌سن‌وسال خود من‌اند، حس کردم که این پایان یک دوره‌ست و شروعی برای ما که وارد بشیم در همه‌ی ابعاد زندگی و به شیوه‌ی خودمون تلاش کنیم و پیش بریم.

یه نکته‌ای که الآن به‌ش پی بردم، این‌ه که شاید به‌خاطر این‌که توی لیگ جزیره طرف‌دار اشخاص بودم، طرف‌دار یه تیم خاص نبودم. مثلن از بچگی فرگوسن و ونگر رو دوست داشتم. از وقتی چشم باز کردم هم بودن. یا الآن کلوپ و صلاح رو دوست دارم.

توی لیگ‌های دیگه این‌طور نیست. مثلن از همون اول طرف‌دار بارسلونا بودم. طرف‌دار میلان هم. البته باز هم میلان رو به‌خاطر کاکا دوست داشتم!

 

+ این اتفاقی که گفتید توی لیگ خودمون برام افتاد. من از اول دبستان استقلالی بودم. به دوران دبیرستان که رسیدم دیگه خیلی کم فوتبال رو دنبال کردم. تا رسیدم به سال پیش‌دانشگاهی و نشستم پای یکی از بازی‌های استقلال و دیدم که ئه! این‌ها کی‌ان دیگه! این شد که دوباره یه کم برهم‌کنش‌م رو با فوتبال بیش‌تر کردم. 

متاسفانه از دوران اوجم افول کردم و فوتبال ندیدم این چندوقته(اوه یکسال از جام جهانی گذشته!!!)

فقط فهمیدم هانیبال رو آوردن منچستر

۱۶سالشه‎:|‎

 

طرفدار بارسلونایی؟ باید قطع ارتباط کنم باهات. 

بعد چه‌جوری فرگوسن و ونگر رو با هم دوست داشتی؟ :/ اون دوتا پیرمردهایی بودند که یکی‌شون همیشه قهرمان بود و یکی‌شون همیشه اسفناک؟!

 

شاید همین‌طور باشه که می‌گی. من طرفدار تیم شدم اول. بعد علاقه‌م به اشخاص تحت تأثیر اون قرار می‌گرفت. مثلاً من کلوپ رو دوست داشتم ولی الآن چشم ندارم ببینم یک بازی رو حتی ببره. یا این‌که رونالدو رو دوست داشتم سال‌ها و حتی به خاطرش رئال رو هم دوست داشتم. البته بعد از رفتنش به یوونتوس حس کردم بهم خیانت شده و هم علاقه‌م به رونالدو رو از دست دادم و هم غوتبال اسپانیا برام مرد. :|

من! سلام.

شما هم منچستری بودی فکر کنم.

هانیبال رو فکر کنم برای تیم جوون‌ها گرفته‌ند. کلاً تیم خیلی داره به آکادمی و بازیکن‌های جوون بها می‌ده و به نظرم خیلی خوش‌حال‌کننده‌ست.

بله! اگه بخوام یه تیم بگم، باافتخار می‌گم بارسلونا! (-:

این حس دوست‌داشتن فرگوسن و ونگر هم برمی‌گرده به همون اوایل دبستان. نمی‌دونم چرا. شاید یه حس احترام‌طوری بوده، به‌خاطر سن‌شون!

 

من هم بعد از رفتن کاکا به رئال یه هم‌چین حسی داشتم. یادم‌ه حتا همون موقع هم یه متن احساسی براش نوشتم که چرا می‌خوای از میلان بری و از این حرف‌ها. (-:  

سلام

رامین هستم

بارسایی سابق

از سال 90 دیگه فوتبال نگاه نکردم :|

راستی سلام به روح تولستوی‎:D

الآن هی داشتم به این فکر می‌کردم که چرا یه نیم‌چه علاقه‌ای هم به سیتی دارم دیگه! :-/ وقتی بحث بارسا شد فهمیدم به‌خاطر گواردیولا بوده!

سلام به «من ...» و «رامین :)» (-:

 

پس الآن:

بارسا 2 - رئال 1 (شاید هم رئال 0)

ظریفی

سعی کردم کری بخونم ولی هنوز کامم از بازی لیگ قهرمانان تلخه.

 

به خاطر سن‌شون :))

 

شاید داریم مته به خشخاش می‌گذاریم و باید حق بدیم به بازیکن که در راه پیشرفت خودش و وضعیت زندگیش پیش بره و یا به دنبال جام و تیم پرافتخار ولی به نظر من باید به فرهنگی که در بستر فوتبال شکل می‌گیره هم احترام بگذارند و حفاظت کنند از ارزش‌هاش. بازیکن‌هایی که وفادار بودند و پای تیم‌شون مونده‌ند همه افسانه شدند و جایگاهی پیش هوادارهاشون پیدا کردند که جاودانه‌شون می‌کنه. 

سلام رامین.

 

چرا؟ وی می‌شه که آدم دیگه فوتبال نمی‌بینه؟ 

بارسلونا ۲

منچستر ۲ 

روح تولستوی هم منچستریه، اگه طرفدار زنیت نباشه :دی

سلام امید :)

 

بارسا فقط زمان پپ 

ما اونقدر تو مدرسه کری می‌خوندیم که یه بار بارسا باخت و من فرداش مدرسه نرفتم می‌دونستم مدرسه رو سرم خراب می‌کنند

سلام خورشید

 

حد وسط ندارم تو این موضوع. زمان دبیرستان هم‌زمان با تلویزیون از رادیو بازی رو گوش می‌کردم. رادیو سه چهار ثانیه زودتر پخش می‌کرد. الانم تو حالت کلا نگاه نکردنم

ظریفی

شاید به خاطر بارسا کاری به کارت نداشته باشم ولی برای سیتی جدی برخورد می‌کنم باهات. :|

 

گواردیولا مربی خوب و بااخلاقیه. در واقع اگر در دنیای من بارسلونا و بایرن و سیتی نیروهای پلیدی باشند، گواردیولا لرد تاریکی‌هاست. 

رامین

عالی بود اصلاً. :))))

هم مدرسه‌نرفتنت، هم رادیو... 

یک روز یک داستان درباره‌ت می‌نویسم.

@رامین

آره واقعن. بارسای گواردیولا خیلی دوست‌داشتنی بود. (-: البته من هیچ‌موقع کری نخوندم. کری‌خوندن‌های من همیشه محدود شده به 1 ساعت قبل دربی تا 1 ساعت بعد دربی! :-/

 

@خورشید

خب پس اگه من و رامین یه‌دونه 0-0 یا 1-1 توی خونه‌ی خودمون بگیریم، می‌ریم بالا! (-:

سلام 

از اونجایی که من فوتبالی نیستم فقط اومدم به روح تولستوی سلام کنم و برم :)

عصر جمعه‌تون هم بخیر :)

@خورشید

واقعن سیتی برام خیلی خاص نیست. ولی خب گواردیولا رو حتمن دوست دارم. (-: 

ظریفی

خوب بود :))

 

امشب راستی لیگ اسپانیا شروع می‌شه. بارسلونا و بیلبائو.

روح تولستوی کلاهش را برای فرشته از سر برمی‌دارد.

 

عصر جمعه‌ی شما هم به خیر :)

خورشید

:))) مرسی

بذار اینم بگم: یه بارم بارسا برد، خیلی هم عالی برد، یکی از اون پنج هیچ‌ها بود فکر کنم. دو کیلو شیرینی خریدم بردم کلاس :)) در این حد بارسایی بودم

 

امید

مال ما زیاد کری نبود :))) فقط می‌خواستیم تیم بقیه برنده نشه :))) 

با اون لباسای یه طرف آبی یه طرف اناری. چه لباس خوبی بود اون

رامین

چه قوی و جدی :))

ما در دانشکده‌ی معماری روزهای بازی لباس تیم مورد علاقه‌مون رو می‌پوشیدیم و می‌رفتیم بوفه و همدیگه رو تحقیر می‌کردیم. بعد بازی رئال-بارسا بود مثلا، من هم لباس منچستر می‌پوشیدم می‌رفتم اون وسط. D:

بچه‌ها واقعاً ولی یک قسم مهمی از فوتبال اینه که بازی‌ تیم‌های حریف رو دنبال کنی که برنده نشن. :| 

به خاطر همینه که لیگ انگلیس بهترین لیگ کهکشانه. رقابت بین شش‌تا تیم اوله و آخر و میانه‌ی جدول هم رقابت جذابیه. هیچ‌کدوم از لیگ‌های دیگه این‌جوری نیست. آلمان که دیگه مسخره‌ش رو درآورده. ایتالیا هم فقط یک خاطره‌ست. فرانسه هم که منفورترینه.

@خورشید

ممنون بابت اطلاع‌رسانی. فکر کنم آخرین بازی‌ای که از بارسا دیدم، همونی بودن که حذف شدن توی لیگ قهرمانان. بارسای خون‌م کم شده خلاصه. (-:

 

@رامین

آره، واقعن خیلی از طرف‌داری‌ها بیش از این‌که دوست‌داشتن تیم خودی باشه، متنفربودن از تیم حریف‌ه. مثل خورشید مثلن! (-: البته فلسفه‌ی کری هم روی همین سواره واقعن.

مثلاً من امسال واقعا دوست دارم که شفیلد یونایتد خوب نتیجه بگیره. یک‌جورهایی انگار زنده‌شدن دوباره‌ی فوتباله. البته این‌که اومدنش به لیگ برتر همگام با حذف لیدز یونایتد بود هم بی‌تأثیر نیست. :دی

خوشم میاد همه یک نیم‌نگاهی به لمپارد جوان داریم. :)

به عنوان یکی از محدود هوادارهای چلسی باید بگم که به این تیم امید دارم. (البته اگر آقای آبراموویچ حوصله‌اش سر نره و اجازه بده تیم شکل بگیره.) چرا؟ اول اینکه تیم دو پنجرۀ نقل و انتقالاتی محرومه و از طرفی بهترین بازیکن خودش رو از دست داده. ویلیان هم مدت‌هاست دور از دوران اوج خودشه. با این حال لمپارد این جسارت رو داشت که بیاد و تیم رو دست بگیره. همین الان هم با ترکیبی که بوده و مهره‌هایی که داشته، تیم خوبی ساخته. بازی با منچستر هم یک اتفاق بود. خودتم خوب می‌دونی:دی لیگ سی و هشت تا بازی داره و باید بشینیم و ببینیم برایند این سی و هشت هفته چی میشه. :))

تنها نگرانیم از روزهاییه که ممکنه کانته مصدوم بشه. کانته بازی قبل جلوی دفاع رو کامل پوشش داده بود و در انتقال توپ از دفاع به حمله هم خیلی مؤثر بود. خلاصه اگر نباشه به مشکل می‌خوریم. 

.

پیش‌بینی امسالم رو هم بگم؟

1-لیورپول (ته دلم دوست دارم لیورپول باشه! وگرنه شانس سیتی بیشتره.)

2-سیتی و ذخیره‌هاش

3- تاتنهام

4-7 رقابت سخت بین آرسنال، وولورهمپتون، چلسی و منچستر

و باز وولورهمپتون تیمیه که رو خودم دوست دارم بگذارم توی این جمع. :)) 

چهارتا خوردید آقاگل، اتفاق بود؟ اتفاق سهمگینی بود! چلسی خوب بازی کرد و من منکر نیستم ولی شما هم نمی‌تونید بازی درخشان دفاع و دروازه‌بان ما رو نادیده بگیرید و ما شاید در خط حمله قابل اطمینان نباشیم هنوز ولی چهارتا گل توی بازی نشون می‌ده که ضد حمله و استفاده‌ی خوب از فرصت‌ها رو بلد بودیم. نگید که اتفاق بود!

پیش‌بینی من اینه که اگه لیورپول قهرمان بشه من خودم رو دار می‌زنم.

و باز خوبه که روی تنفر از رئال و سیتی به جمع‌بندی خوبی رسیدیم:دی (الحمدالله فعلاً خبری از جناب سجل نیست.)

 

البته احترام امید و رامین واجب، ولی من بارسا رو هم دوست ندارم. :))

یعنی کلاً بازی‌های اسپانیا رو دوست ندارم. مگر اتلتیکو و والنسیا! اون هم چون گاهی شاخ رئال و بارسا رو می‌شکونن.

 

این هفته ما با وولوز بازی داریم و با عملکرد فصل گذشته‌ش طبیعیه که نگرانم ولی بازی هفته‌ی گذشته‌ش با لستر رو مساوی کرده.

خب بعد از 75 دقیقه که توی تالار گفت‌وگو بودم، بذارید سلام‌کردن به آقاگل رو وصل کنم به خداحافظی خودم و کم‌کم برم.

خیلی جالب بود این دورهمی وبلاگی مجازی! (-:

 

عصر جمعه‌تون به خیر و خوشی...

خداحافظ امید. ممنون که بودی. :)

خب شما داری از دید یک هوادار منچستر بازی رو می‌بینی. :)))

برات معلمومه که یک اتفاق بزرگ و پر امید بوده. ولی من از دید یک هوادار چلسی میگم که اتفاق بود. نیمۀ اول بدشانسی گریبانگیرمون شد و دوتا توپ خورد به تیرک. بعد هم که یک پنالتی مسخره. نیمۀ دوم هم روز خوبی نداشت دفاع. نبود کانته و پولیسیک خیلی زیاد به چشم اومد. 

منچستر رو بخوام بگم؟ پوگبا خیلی خوب بود. جیمز که گل آخر رو زد خوب بود. دخیا و مگ گوایر رو هم خدا لعنتشون کنه :))

ولی جایگزین‌های خوبی ندارین. هرکدوم از بازیکن‌های اصلیتون مصدوم یا محروم بشه خدا می‌دونه به چه حال و روزی می‌افتین.

آقاگل

مرسی از احترام :))

 

 

آقا بارسا یه تیم نیست. یه تاریخه. یه ملته. یه ایده‌لوژیه 

بقول خودشون Més que un Club

 

وقتی این‌جوری می‌گید «اتفاق بود.» یعنی یک حادثه‌ی تصادفی و شانسی. 

رامین

همه‌مون فکر می‌کنیم تیم‌مون بیشتره از یک تیم. :دی

آره از دید من یک حادثۀ تصادفی برای چلسی بود. فکر می‌کنم اگر ده بار دیگه این بازی تکرار بشه، هیچ وقت این نتیجه رقم نمی‌خوره. فاصلۀ دوتا تیم چهار گل نبود.

 

خورشید

فرقش اینه که شعار بارسا اینه :))

آقاگل یک روز شمشیرهامون رو برمی‌داریم، به یک دشت خوش‌منظره می‌ریم و بلأخره یک‌بار تا پای جون می‌جنگیم. :))))

رامین

 

توی کتاب فوتبال علیه دشمن یک فصل کامل دربارۀ فوتبال بارسلونا و چگونگی شکل گیریش توضیح داده. تنها دلیلی که توی الکلاسیکوها دوست دارم بارسا برنده بشه هم همینه. تاریخچۀ خیلی عجیبی دارن، ولی از شکل فوتبالشون خوشم نمیاد. به قول سرهنگ علیفر این به آن، آن به این که چه؟ :)))

البته با این مربی جدیدشون که اسمش یادم نیست، از اون فوتبال مالکانه و با تعداد پاس زیاد فاصله گرفتن. ولی هنوز روح اون فلسفه توی تیم هست. دلیل تنفرم از سیتی و گواردیولا هم همین شکل بازیه. 

رامین

شاید بهتر بود که یک‌کم خلاقیت به خرج بدن و از بدیهیات استفاده نکنند. :دی

من با گرز گران میام. شما با شمشیر فولادی بیا. حله. چنان بجنگیم که زمین شش بشه و آسمان هشت.

آقاگل

آره قبلا خونده بودم تاریخ‌شونو. جذاب بود. و بیشتر موضوعات سیاسی مطرح میشد.

علیفر :))))) الان من خودمم نمی‌دونم سرمربی کیه :|

 

خورشید

هه. بدیهیات! چه حرفا

من الآن بازی‌های هفته‌ی بعد رو چک کردم. 

مهم‌هاشون به این شرحه:

هفته‌ی دوم لیگ برتر:

شنبه _ سیتی و تاتنهام /لیورپول و ساوتهمپتون / آرسنال و برنلی

یک‌شنبه _ چلسی و لستر

دوشنبه _ وولوز و منچستر

 

هفته‌ی اول لالیگا:

امشب بارسلونا و بیلبائو

شنبه_ رئال و سلتاویگو. که کنجکاوی برانگیزه که چه‌طور می‌خواد فصل رو شروع کنه رئال.

یک‌شنبه_ اتلتیکو و ختافه

 

 

از صحبت باهاتون خوش‌حال شدم بچه‌ها. 

بارسلونا که واسه خودش داره پیش می‌ره و امیدوارم چلسی و یونایتد هم جون بگیرند و با قدرت برگردند و امسال فوتبال خوب زیاد ببینیم.

 

من باید برم. سپاس‌گزار حضورتون هستم و شما رو به خدای بزرگ و روح سرگردان تولستوی می‌سپارم. :)

من نیز خوشحال شدم :)

فعلا

سلام امید ظریفی و خداحافظ

آقاگل جسارت نباشه ولی فاشیستی فوتبال دنبال میکنین

اصلا زیباتر از لالیگا فوتبال باشگاهی داریم؟ انقدر پرهیجان؟ انقدر زیبا!

لیگ انگلیس حرفه ای و جذابه ولی لالیگا رو انکار نکن آقاگل

گواردیولا! گواردیولا رو خوشت نمیاد؟

طرفدار فرگوسنم که نبودی

آخه چرا انقدر محدود؟

من ...

 

جسارت که نیست. ولی فکر می‌کنم دچار خطای رسانه شدید. دلیلش هم اینه که تلوزیون ما مدت‌هاست فقط بازی‌های لالیگا رو پخش می‌کنه. من اگر به شخصه بخوام لیگ‌ها رو رتبه بندی کنم و دنبال کنم، اول از همه جزیره رو پیگیری می‌کنم. بعد ایتالیا رو. آلمان و اسپانیا هم برام توی یک رده است. دنبال می‌کنم، امّا برام جذاب نیست. دلیلش هم اینه که جذابیت رو توی شیوه‌های بازی و رقابت می‌بینم. به نظرم لیگ جزیره از کیفیت بالایی برخورداره. هر تیم فلسفۀ خودش رو داره و سال‌ها با همون فلسفه هم بازی می‌کنه. این لیگ جزیره رو خیلی جذاب کرده. ایتالیا رو هم دوست دارم دنبال کنم چون برخلاف بقیۀ لیگ‌ها روی دفاع خیلی حساسن و یک جورایی میشه گفت خیلی از تئوری‌های جدید فوتبال رو مربی‌های ایتالیایی پایه ریزی می‌کنن. ولی لیگ اسپانیا چی؟ یک لیگ دو قطبیه که یک طرفش رئال قرار گرفته و یک طرف بارسا. فقط هم به واسطۀ بازیکن‌ و خریدن ستاره جلو میرن. بارسا چند سال پیش باز جذاب‌تر بود، الان اون هم شده مصرف کننده. لیگ آلمان هم که فقط یک بایرن مونیخه و بس. تنها نقطۀ جذابیتش دورتموند زمان کلوپ بود. هنوز البته دورتموند کمی جذابیت داره که ارزش دنبال کردن رو داشته باشه.

.

از گواردیولا واقعاً خوشم نمیاد. با فلسفه و شکل فوتبالش حال نمی‌کنم. اینکه دوجین ستاره و هافبک رو جمع کنی توی تیمت و این به آن بعد آن به این، برام جذاب نیست. البته باز بگما، اینکه من خوشم نمیاد به معنای بد بودنش نیست. اگر بد بود که موفق هم نبود. مربی بزرگ و موفقیه، ولی من باهاش حال نمی‌کنم.  

طرفدار فرگوسن هم نیستم. نه. ولی فرگوسن برام یک مربی بزرگه. مربی‌ای که سهم ویژه‌ای توی فوتبال دنیا داشته و برای همین هم احترام خیلی زیادی براش قائلم. :)

 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طوری پراکنده‌ایم در جهان
که جز کلمات هیچ‌چیز نداریم.
آرشیو مطالب
طراح اصلی قالب: عرفان .در بهار نوری‌ست