توتم قبیله‌ی ما قلم است

تا کسی نباشه که بهتر از آدم بنویسه، آدم به نوشته‌های الکی خودش راضی می‌شه. شما بلدید خوب نوشتن رو. بهترین نوشته‌هاتون رو بنویسید. ما رو از کیف کردن محروم نکنید. ما رو از یاد گرفتن از محضرتون محروم نکنید. شهر خالی‌ست ز عشاق ولی بنویسید شما. ما رو قابل بدونید.

۲۰ قلب
عنوان من رو تا ابد برد توی کُما.

شریعتیه :)

توتم یعنی چه ؟

https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D9%88%D8%AA%D9%85

اگر این گفته رو بپذیریم که هیچ‌وقت نویسندۀ جدیدی به جمع نویسنده‌ها اضافه نمی‌شه. هیچ‌وقت هم نویسندۀ بزرگی ظهور نمی‌کنه. چون همۀ این نویسنده‌ها روزگاری در تلاش نویسنده شدن بودن و طبیعتاً از تجربۀ خیلی‌ از نویسنده‌ها و استاتید در این راه استفاده کردن. پس نتیجه می‌گیریم همیشه گزینه‌های برتری بودن و هستن که از ماها جلوتر حرکت می‌کنن.  
یاد یک جمله از جبران خلیل جبران افتادم. جمله‌ای که توی دفتر قدیمیم نوشته بودمش. مضمون جمله این بود که اگر قرار باشه شاگردها همیشه پایین‌تر از معلم‌هاشون باشن، هرگز بشر پیشرفتی نمی‌کرد. شاگردها باید یاد بگیرن که از استاد خود فراتر برن.

امیدوارم منظورم رو رسونده باشم. :)

حقیقتش من نفهمیدم نکته‌ای که خواستید بگید رو. 

ولی وقتی که نوشته‌ای رو می‌خونم و دلم می‌خواد که کاش مال من بود این نوشته، اون‌جا جون و انگیزه می‌گیرم که برم و سعی کنم خودم بنویسم و مثل خودم بنویسم. وقتی نخونم از این نوشته‌ها، محرکی برای تلاش وجود نداره. من نمی‌خوام نویسنده بشم. از نوشته‌های خوب لذت می‌برم فقط. از خوندنش و از خلقش و برای من مرتبطند این‌ها با هم.

الان و با گذشتن چند ساعت از حال بد ظهر، وقتی دوباره متن رو خوندم، متوجه اشتباهم شدم. :)
تصور اولیه‌ام این بود: وقتی آقا یا خانم ایکس داره بهتر می‌نویسه، پس من ایگرگ حق نوشتن ندارم. باید بشینم و نوشته‌های ایکس رو بخونم. 


من غلط بکنم :|

متن پست حرف دل ماهاست. 
و چه عنوان محشری!
توتم قبیلهٔ ما قلم است...

:)

نه خب. الان غلط رو من کردم از اون اول. :)
چقدر بار منفی داره این واژۀ غلط. خلاصه که اشتباه از من بود. 

آره کلمه‌ی خوبی نیست. 

نه بابا، به دریچه‌های جدیدی رسیدیم. 

شما که خودت نوشتن می دانی!

من خوندن رو بهتر بلدم

هوم.منم همیشه از خوندن لذت میبردم.شاید قلم خیلی ها تیز باشه.شفاف نباشه.سخت باشه.و برای مخاطب امروز کمتر جذاب به چش بیاد.خلاصه که.گفتگو یه جاده ی بی پایان دو سویس.هم نویسنده و هم کامنت دهنده.برویم جلو.تا چه میشود.

من برام فرق نمی‌کنه اصلا. نوشته‌های خوب با هر سلیقه و عقیده و شیوه‌ی بیانی روحم رو جلا می‌دن. 

و آره، به نظرم باید خواهش هم بکنیم که مخاطب و کامنت‌گذارها هم ساکت و بی‌خیال نمونند و به درست شدن این ارتباط کمک کنند. 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طوری پراکنده‌ایم در جهان
که جز کلمات هیچ‌چیز نداریم.
آرشیو مطالب
طراح اصلی قالب: عرفان .در بهار نوری‌ست