نمای امید

تابستان‌نشین خانه‌ی ما، کاناپه‌ی صورتی‌رنگ زیر پنجره است که مام‌بزرگم بعد از ظهرها می‌نشیند آن‌جا با دوتا دانه سیب توی دامنش و من می‌روم کنارش و خودم را جا می‌کنم، سرم را می‌گذارم روی پایش، عینکم را می‌گذارم روی میز، از لای پنجره باد آرام می‌پیچد میان شاخ و برگ‌ها، مام‌بزرگ ترانه‌ای زمزمه می‌کند و چشم که باز می‌کنم و سر می‌کنم بالا، بزرگ‌ترین امید من در سرتاسر جهان، آن‌جاست. می‌درخشد در دل آسمان آبی صاف.



خ. بازی وبلاگی 

۷ قلب
کاش عینکت رو می‌ذاشتی، بعد عکس می‌گرفتی که انقدر تار نشه :)

از چشم منه دیگه. قشنگ‌تره اصلا :)

دنیا را با چشم خورشید دیدن:))

چشمش خرابه.

مرسی عالی بود

خواهش می‌کنم :))

با توأم ای نور...
خورشید امیده؛ به نبودنش فکر می‌کنم می‌ترسم...

نمای امیدت چه دوست‌داشتنیه خورشید! :)

ای تمام طیف‌های آفتابی،

ای کبود ارغوانی...

عالی مثل همیشه

ارادتمند

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طوری پراکنده‌ایم در جهان
که جز کلمات هیچ‌چیز نداریم.
آرشیو مطالب
طراح اصلی قالب: عرفان .در بهار نوری‌ست