بیا بگشای در، بگشای...

مثل یک کودک رها شده در دنیای غریبه‌ام که چند نفری آشنا پیدا کرده بود. همچین روی خوشی هم نداشته‌ام ولی هروقت که ناامنی دورم را می‌گرفت، سر بلند می‌کردم و در میان غریبه‌ها جست‌وجویشان می‌کردم و از بودنشان دلم گرم می‌شد. حالا که دانه دانه گم می‌شوند، بی‌پناهم. سرگردانم.


خ. دوست عزیز من که خاطره‌ی باری که برایم خیام نوشتی را همیشه با خودم همراه دارم، متأسفم که احساس کرده‌ای روی‌گرداندن راه بهتری است و امیدوارم حال و روزت خوب و خوب‌تر بشود. 

۱۵ قلب
پای پست کیارشم یه جمله‌ای نوشتم از کسی، که یادم نمیاد کی بود. گمونم نویسنده بود. می‌گفت هیچ تضمینی وجود نداره که رابطه‌ای تا ابد ادامه داشته باشه. باید از الانش لذت برد.

این یکی از درست‌ترین چیزهاییه که خوندم. واقعا هیچ تضمینی نیست. محکم‌ترین روابط ممکنه از هم بپاشه یا کمرنگ شه. برای من ناراحت‌کننده‌اس اما یاد گرفتم باهاش کنار بیام.

من مشکل دارم با این جمله‌ی "باید از الآنش لذت برد."

خورشید منم.
منم بی پناهم، سرگردانم، غمگینم و حس نا امنی می کنم.

با من بیشتر صحبت کن

آهٍ کم ربی اعطانی..

هل عندک شک فی من انت؟


+چه‌قدر حالم رو خوب کرد شنیدن از نزار

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طوری پراکنده‌ایم در جهان
که جز کلمات هیچ‌چیز نداریم.
آرشیو مطالب
طراح اصلی قالب: عرفان .در بهار نوری‌ست