قدم زدن در باغ کتاب ملکه سرخ، به اتفاق کتاب‌فروش ساحر


 از بین قفسه‌ها راه پیدا می‌کردیم. ایستاد. کتابی را برداشت. برگه‌هایش را بو کشید. دستم داد. گفت بوی فلفل می‌ده. بو کشیدم. چشم‌هایم گرد شد. گفت پر از ترسه. نگاه کردم، اسمش بود خاموش‌خانه.  «چه‌طور این کار رو کرده‌ند؟» گفت بیا، بهت می‌گم. به دنبالش رفتم تا قفسه داستان‌های فارسی. کتاب نازکی دستم داد. گفت اسمش رو نبین. بو کردم. گفتم نمی‌دونم، بوی بهار می‌ده. گفت بوی چرکه. نامش چرک بود. خندیدم. دوباره بو کشیدم. گفتم نه واقعا، تلقینه. گفت آها. ولی تلقین شیرینیه. خندیدم. با آهنگ آکاردئون تاب خوردم.* دوباره گشت بین کتاب‌ها؛ بوی خاک، بوی موکت،... سورمه‌سرا را داد دستم:« بوی مرگ». بو کشیدم. دوبار، سه‌بار. نمی‌خواستم کتاب را زمین بگذارم. رفتیم. جا ماندم کنار کتاب‌ها. دیگر به خانه برنگشتم. 


*والس‌های تهران _ مهرداد مهدی

۱۰ قلب
کتاب فروش ساحر. چه اسم جذابی شدا. 
یک کتابی داشتم که بوی شامپو می‌داد. نه به این خاطر که اسمش ربطی به شامپ داشت. به این خاطر که رفیقی اون رو توی کیفش گذاشته بود و شامپویی که توی کیفش بود ریخته بود روی کتاب. ولی ناراحت نشدم ازش. کتابم بوی خوبی گرفته بود. بوی اون رفیق رو یه جورایی. 

وبلاگ من بوی چی می ده آقاگل؟

کتابا برای من همیشه بوی اتاق کاهگلی خونه مادر بزرگ رو میده؛ جایی که با کتابا برای اولین بار رفاقت کردم و تنها دوستی منه که این‌قدر دووم آورده...

از همه رنجی به کتاب پناه می برم. رامم می کنه. نمی گذاره به خودم آسیب بزنم. «هرکه با کتاب آرامش یابد، هیچ آرامشی را از دست نداده.» 


شما هم بگو غمی. وبلاگ من بوی چی می ده؟

خوش‌بوترینش پستای مام‌بزرگه که بوی قرمه‌سبزی جاافتاده میده :)

بوی دستای مام بزرگ، بوی بعد از ظهرها که می نشینه توی آفتاب بافتنی می بافه، بوی گردو، بوی برگ مو...

بوی آجیل مونده جیب مادربزرگمو میده

وقتی مادربزرگ شدم، همیشه توی جیبم آجیل نگه می دارم.


همیشه قدم زدن بین قفسه‌های کتاب ها و برین کشیدن کتاب ها و نگاه کردنشون رو دوست داشتم... 

آدم غرق می‌شه و زمان رو گم می‌کنه.

خیلی هم عالی و خووووب

:)

منم یه کتاب داشتم که قبلا بوی خوب می داد
ولی اخرین بار که رفتم سراغش بوش رفته بود

من این تغییرها رو دوست ندارم. کاش همه چیز شکل روز اولش می موند.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طوری پراکنده‌ایم در جهان
که جز کلمات هیچ‌چیز نداریم.
آرشیو مطالب
طراح اصلی قالب: عرفان .در بهار نوری‌ست