جوانا اسلون، تابستان کسالت‌باری دارد.



خ. خورشید هم همین‌طور!


۱۲ قلب
حریر هم همینطور! :/

باید می‌گفتی حریر حریرستونی.

از فاصله‌ی این کامنت با زمان انتشار پست مشخصه. :دی

چرا انقدر چروک؟ اون لکه قرمز چی میگه؟ 

به ذهنم رسید چروک بهتره.

گوشیم خرابه. اول خواستم نگذارم، بعد دیدم این‌که گوشیم خرابه دیگه جزئی از شخصیت من شده.

فرشته هم همینطور احتمالا :/

هق هق

من احتمالا از هفته بعد به کمپینتون بپیوندم.

شاید هفته‌ی بعد کسالت‌بار نباشه.

محمدعلی هم همینطور.

بیاید تیم بشیم، گل کوچیک بازی کنیم. :دی

پس خداروشکر... این هفته وقت کسالت ندارم اصلا. :)

از ما بهترونی تو.

:)) نه بابا. استاد گذروندن روزای کسالت بارم! اصلا بعضی وقتها از بس زیاد میشه عادی میشه برام. ولی تهش میگذره هر چند سخت!

کشششش میاد زمان.

می خواستم فحشت بدم که چرا کوه نیومدی ولی خب فحش رو تبدیل به آرزوی موفقیت کردم :))
خوب بود؟!

وی دلش برای لش کردن، کتاب خواندن و فیلم دیدن بسی بسیار تنگ شده است
اگه کسالت باری تو این سه مقوله خلاصه میشه باید عرض کنم که قدرشو بدونین اونم در ابعاد وسیع !

مگه تهرانی تو؟؟ =)))

بد نبود، خیلی هم خوب نبود. حالا ببینیم چی می‌شه.

کسالت‌باری وقتی می‌شه که خسته کننده باشه این‌ها برات. پر نکنه زمان رو. :ضجه

عقاید یک رامین تابستان کسالت‌آوری ندارد!

تو از ما نیستی!

چرا کسالت‌بار؟ 

به‌خاطر بی‌حوصلگی کششش آمدن زمان و لذت‌بخش نبودن هرگونه فعالیتی در زمان حاضر.

چون یک ساله به وضعیت "کسالت‌باری" عادت کرده

خیلی ظریف بود. :)

به حالش خون گریه می‌کند.

خب پس اینجاست که شاعر میاد میگه:
طفل بی حوصله‌ام خسته ز تعطیلی‌ها 
مهر من زود برس وقت دبستان من‌ است

نه دیگه… :|

تابستون فقط اونجاش که نزدیک پاییزه و بس

جا مگه مکان نیست؟ :/

تابستون همه‌ش خوبه، حتی وقتی کسالت‌باره.

صحیح :)
خب پس امیدوارم زودتری زمان حاضر بره تموم بشه و برسین به زمان بعد از حاضر(؟) یا همچین زمانی خلاصه.

آره، فردا تمومش می‌کنم.

بذار شروع بشه حالا
شاید نبود
شایدم کم شد:)

از ساعت نه صبح امروز تا همین الان که این‌طوری بوده. :|

قرار بود دو روز استراحت کنم. بهم نمی‌سازه گویا.

کوالا هنوز امتحانا بیخیالش نشدن که بخواد تابستون کسالت بارش رو شروع کنه:/
خواستید واسه تیم گل کوچیک یارکشی کنید منم حساب کنید:دی

وایسا دروازه‌.

ما منتظر این تابستون بودیم؟ اینکه از هر گوشه‌اش فریاد خواب برمی‌خیزه.

تعطیلات باید پاییز زمستون می‌بود. یه برفی، بارونی، خنکایی، تنوعی، شوری... چیه این کوره‌ی صاب‌مرده.

شیون حضار

چارلی حتی هنوز باور نمیکنه که تابستون شده :|

بگردم خب. :))))

امم... جوانا اسلون رو از اون کاراکتر بابالنگ دراز نگرفتین احیانا؟ :-"

اولین اسمی بود که به ذهنم رسید. بعد رفتم سرچ کردم دیدم همونه. عجیبه، چون من کتابش رو ده سال پیش خونده‌م و کارتونش رو هم که می‌دیدم، توی دوبله‌ی فارسی صداش می‌کردند خانم ترون.

آره چند روزی هست، هفته دیگه اگه بودم باید بیایی

که ختم به خیر بشه ایشالا ، هم کنکور هم این روزای کسالت بار.

بعد از ظهرش باید برم جایی. اگر زود برگردیم، حتما میام. دلم تنگ شده.

هنوز ۸ روزش گذشته که!! 
پیش داوری؟ :-
بیا هر هفته دورهمی کتاب، ادبیات ، فرهنگی، هنری تشکیل بده ، از کسالت در بیای :-) البته روی کوه :-)

البته تابستون من از دیروز شروع شد و این یک روز، سیصد سال طول کشید. 

اگر برنامه‌م جور بشه ان‌شاالله، حتما میام. ^_^

بادبزن بدم خدمتتون/؟

خیر، ما طرفدار هوای گرم و آفتابیم.

تایپ کردم اتفاقا! وسطش پشیمون شدم و پاک کردم! :))
دقیقاااا =))

:)))

برگرد بیا، بریم ولوله به پا کنیم در شهر.

مبلتون خراب نشه زیر آفتاب! :)

خیلی ممنون که به فکرید!

واقعا کاش اونجا بودم. هم تو رها از درس هم من تا حدودی رها. حیف حیف حیف! :/

راستش حریر فکر کنم رهایی اصلا به من نمی‌سازه. :/

چرا من هرچی میگردم لکه قرمزه رو‌ پیدا نمیکنم؟!:)

مرکز تصویر یک هاله‌ی صورتی رنگ هست، که به‌خاطر خراب بودن دوربین گوشیمه. :دی

تشبیه من اینه: زمان مث آدامسی کش میاد که نوکش رو با دندونت گرفتی و با انگشت شصت و اشاره می کشی اش.

تشبیه کثیفی بود. :/

سهراب هم همینطور ...

:مویه

تیر ماه همیشه همین شکلیه 

:(

همچنان همون شکلی‌ای؟

کسالت‌بار نیست دیگه چندان. ولی همچنان بی‌فایده‌ست. -_-

کمبود خوابم جبران نشده هنوز.

امتحان آخر را داده هنوز وقت برای پر کردن تست کسالت بار بودن یا نبودن، پیدا نکرده ست. 
D:

گذر شما هم بلاخره به کوچه‌ی ما می‌افته. :دی

خورشید و تابستان کسالت بار؟
مسلمان و دروغ؟
(مثال هایی در باب واو مباینت)

قشنگ معلومه از کنکور برگشته‌ای. :دی

همه مان همینیم ...

:(

قالب و عکس آواتار جدید مبارک :)

متشکرم. ^_^ خوبه استاد؟

سلام 
دیه زیادی کش اومده این تابستون
دقیقا روزهام‌ همون شکل تصویر 

وقتی فکر می‌کنم بعدش که تموم بشه پاییزه، ترجیح می‌دم تا ابد تابستون بمونه.

آواتار و فاویکون جدید مبارک :)

ممنونم ممنونم. :)

توی قسمت پیشنهاد هفتگی، این بغل، اون پست وبلاگ درامافون رو که لینک کرده‌م، بخون اگر دوست داشتی.

تغییرات دلنشینی انجام شده. مبارکه! ^_^

قربان شما. ^_^

راضیم :)) 
خودت انجام دادی؟

یکی از قالب‌های عرفانه که امکان دستکاریش رو هم فراهم کرده. یک‌سری ریزه‌کاری‌هاش رو تغییر دادم. هدر رو هم که غمی قبلا برامون درست کرده بود.

خلاصه آفرین :)
سوالی بود در خدمتم :)

قربان شما.

اگر به مشکل خوردیم، مزاحم می‌شم.

خیلی ممنونم از پیشنهاد :))
قبلا به این سایت بیگ بنگ پیج زیاد سر میزدم، یه مدته نرفتم ولی. کلا یه مدته مطالب علمی نمیتونم بخونم :/ نمیتونم به خودم حق بدم که با این سطح درسام بیام سنگ علمو به سینه بزنم. حتی یه کتاب خاطرات فاینمن رو گرفته بودم چند وقت پیش، ولی اصلا روم نمیشه بازش کنم! تو اتاقم هم به دیوار پشت کتابخونه نمیتونم نگاه کنم اصلا؛ با وجود پوستر اون همه شخصیت مهم علمی که خیره شدن بهم و یه نگاه «پس چی شد؟» تو چشماشون موج میزنه :/

دلبندم، به جای این‌که بی‌خیالش بشی، کفش آهنین پات کن، خیز بردار برای جبران.

من عاشق پاییزم 
ولی این بار به خاطر دفاع پایان نامم میخوام روزا هرچه زودتر بگذره که بعدش بتونم برم سفر

تابستون حتی از پاییز هم بهتره. ^_^

خوب پیش بره اوضاعت. :)

اینجا چه خوشگل شده ببم جان. خورشیدشو نگاه :)))

^_^ 

فقط پاییز(شکلک چشمک)
ممنونم عزیزم 

:)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طوری پراکنده‌ایم در جهان
که جز کلمات هیچ‌چیز نداریم.
آرشیو مطالب
طراح اصلی قالب: عرفان .در بهار نوری‌ست