همیشه زهر فراقت همی‌چشم بی‌تو



فرخی سیستانی
۲ دانه حرف ۵ قلب

از تیرگی برآمد و در خون نشست و رفت

 

اکتاویو پاز، بخشی از کتاب سنگ آفتاب، ترجمه‌ی احمد میرعلائی

 

ساعت ۸ صبح روز سه‌شنبه دوم آبان ۱۳۷۴، احمد میرعلائی برای رفتن به کتاب‌فروشی‌اش از خانه خارج شد. ساعت ۸ صبح روز سه‌شنبه دوم آبان ۱۳۷۴، احمد میرعلائی برای رفتن به کتاب‌فروشی‌اش از خانه خارج شد... حوالی ساعت ده شب در یکی از پس‌کوچه‌های اصفهان... ساعت ۸ صبح روز سه‌شنبه دوم آبان... پیکر بی‌جان او را تکیه داده شده به دیوار... در یکی از پس‌کوچه‌های اصفهان... او را با تزریق بیش از حد انسولین به قتل رسانده بودند. ساعت ۸ صبح روز سه‌شنبه احمد میرعلائی برای رفتن به کتاب‌فروشی‌اش از خانه خارج شد. دوم آبان ۱۳۷۴. 

۵ دانه حرف ۲ قلب

ده شب



سخنرانی هوشنگ گلشیری، شب دهم شب‌های شعر گوته، ۲۷ مهر ۵۶.
۲ دانه حرف ۰ قلب

بسم الله



مثنوی شاه و درویش، هلالی جغتایی
۰ دانه حرف ۱ قلب

تولدی دیگر




۵ دانه حرف ۶ قلب

پرنده‌های سپید به شهر روشن خورشید



نیمی از ما، قطعه‌ای از گروه پالت، سروده‌ی امید نعمتی
۰ دانه حرف ۱ قلب

نگاه چرخان



از دفتر خطاب به پروانه‌ها، رضا براهنی، نشر مرکز

۰ دانه حرف ۰ قلب

پیراهن‌های همیشه

 


پیراهن‌های همیشه، حمیدرضا صدر، نشر چشمه 

 

 

 

۰ دانه حرف ۸ قلب

بر خنگ راهوار زمین



«شب که می‌شود من پر از ستاره می‌شوم»

به یاد اسماعیل خویی

۰ دانه حرف ۵ قلب

همنشین شب غربت من



ای تکیه‌گاه و پناه، م.امید، آخر شاهنامه
۰ دانه حرف ۶ قلب
طوری پراکنده‌ایم در جهان
که جز کلمات هیچ‌چیز نداریم.
آرشیو مطالب
طراح اصلی قالب: عرفان .در بهار نوری‌ست