ای لاله‌ی صحرایی، بهار شده.




دریافت

۲ دانه حرف ۹ قلب

دنبال چی می‌گردی؟

اول (یا شاید دوم): 

از هسته‌ی گزینش آموزش و پرورش تماس گرفتند. رفتم. نشستم. گفت امتیازت کم شده. گفتم به خاطر چی؟ گفت حجابت. امیدوارانه پرسیدم هیچ چیز دیگری نبوده؟ گفت نه، حجابت. چشمم اشک شد. گفتم خانم، من رو نگاه کن. 


دوم (یا اگر به زمانش نگاه کنی، اول):

بابایم نوشته، هشت سال پیش‌.




خ. بخوانید: سدونک (سومین دورهمی وبلاگی نمایشگاه کتاب)


۱۴ دانه حرف ۱۰ قلب

بیا بگشای در، بگشای...

مثل یک کودک رها شده در دنیای غریبه‌ام که چند نفری آشنا پیدا کرده بود. همچین روی خوشی هم نداشته‌ام ولی هروقت که ناامنی دورم را می‌گرفت، سر بلند می‌کردم و در میان غریبه‌ها جست‌وجویشان می‌کردم و از بودنشان دلم گرم می‌شد. حالا که دانه دانه گم می‌شوند، بی‌پناهم. سرگردانم.


خ. دوست عزیز من که خاطره‌ی باری که برایم خیام نوشتی را همیشه با خودم همراه دارم، متأسفم که احساس کرده‌ای روی‌گرداندن راه بهتری است و امیدوارم حال و روزت خوب و خوب‌تر بشود. 

۳ دانه حرف ۱۵ قلب

پرسشی از آن سوی پنجره

قبل‌ترها وبلاگ‌های عجیب و غریبی می‌خواندم. جست‌وجو کردن دریچه‌های تازه برایم شوق‌انگیز بود. وبلاگ‌های زیادی نمی‌خواندم ولی هرکدام از آن‌هایی که دنبال می‌کردم یک نگاه نو، یک حرف تازه‌ای در هر دیدار برایم داشتند. حالا، خیلی زمان است که دیگر هیچ‌کدام نمی‌نویسند، یا آن‌قدر دیر، آن‌قدر غریبه که دیگر نه مثل گفت‌وگو، مثل سر تکان‌دادنی به سلام از آن سمت پیاده‌رو. خواهشی دارم از شما که این مدت همراه من هستید. وبلاگ‌های خوبی که هنوز مستمر می‌نویسند و می‌خوانید را با من شریک شوید. مهم نیست اگر تکراری باشند یا بدانید که من می‌خوانمشان. به این واسطه با شما هم آشناتر می‌شوم. 

۲۲ دانه حرف ۱۲ قلب

عید دیدنی

خودتان خوبید الحمدلله؟ خانم خواهر خوبند؟ هوا چه سرد کرده! خودمانیم حالا، جدی جدی هیچ‌ چیز دیگر نمانده، نه؟


۲۷ قلب
طوری پراکنده‌ایم در جهان
که جز کلمات هیچ‌چیز نداریم.
آرشیو مطالب
طراح اصلی قالب: عرفان .در بهار نوری‌ست