پنجره می چکد

طوری پراکنده‌ایم در جهان که جز کلمات هیچ چیز نداریم

یخ زدن در راهروی 2118


 ما منجمد می شویم. برف ما را دفن خواهد کرد و هزار هزار سال بعد، یا حتی دوهزار هزار سال بعد، تمدن جدید ما را پیدا می کند و می گذارد توی آفتاب تا یخمان باز شود و صدامان می کند اصحاب جلید که " اذ اوی الفتیه الی .الجلید. فقالوا ربنا آتنا من لدنک رحمه هیی لنا من امرنا رشدا"








پ.ن: جمله ی آخر آیه ی 10 سوره ی کهف است که یخ آمده جای غار.


خ. دسته ی "تاریخ گذشته" برای آن پست هایی ست که سر موقع پست نمی شوند اما دلشان می خواهد گفته شوند.

خ. این برای دوشنبه ی دوهفته پیش است که برف خفنی آمد.

زندگی، پنجره ای باز به دنیای وجود..
Designed By Erfan Powered by Bayan