پنجره می‌چکد

یه طوری نگاه کرد که از اینکه من خواهرشم خوشحاله

بهش گفتم سپهر، من همیشه دلم می خواسته یکی از این پیرهنای 7 آستین بلند داشته باشم. به کسی نگو.. خب؟









خ. این بشر یک عکس آدمیزادی نداره.
خ. مشکیش رو بیشتر..
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل حلقهٔ چاهی
در انتهای خود به قلب زمین می‌رسد
و باز می‌شود بسوی و سعت این مهربانی مکرر آبی رنگ
یک پنجره که دست‌های کوچک تنهایی را
از بخشش شبانهٔ عطر ستاره‌های کریم
سرشار می‌کند.
و می‌شود از آنجا
خورشید را به غربت گل‌های شمعدانی مهمان کرد
Designed By Erfan Powered by Bayan