پنجره می چکد

طوری پراکنده‌ایم در جهان که جز کلمات هیچ چیز نداریم

جرات آغاز را از من نگیر

و بزرگ‌ترین اشتباه من٬ سد راه من٬ آن بود که نتوانستم فراموش کنم. بار عذاب اشتباهاتم همیشه بر دوشم بود. و هروقت که در اتاق خیال می‌نشستم و برای آینده رویا می‌بافتم٬ در وهله‌ی شوق‌ناک آغاز قصه‌های دشوار٬ تک تک پیش چشمم آمدند و توان قدم‌های پیش‌رو را گرفتند.

ای شبان سرگردون شهریوری

داره تموم میشه.. حواست هست؟ 


خ. دور شو دوشنبه٬ نیا٬ نیا.

خ. شبان نیره امیدم‌ به صبح روی تو باشد..

و قد تفتش عین الحیوه فی الظلمات


حق نداشت.. حق نداشت..

 _ تو خنگی

+ باشه

_ تو خیلی خنگی

+ آره آره باشه..

_خیلی خنگی

+ آره من خنگم اصلا

_ بلند تر بگو تو خیلی خنگی

+ من خنگم

_ خیلیشو هم بگو

+ من خیلی خنگم




خ. یادت نره.. 


#شخصی_تر


خ.2

گوش کن

از گلوی من دستاتو وردار

که دشمن ترین دشمن تو نفس توست


خانم خورشید خانم، هر وقت که یاد گرفتی به خودت غلبه کنی، هروقت بی خیال شدی و گذشتی و چشم بستی، هروقت سر خودت داد کشیدی و قانعش کردی، هروقت که فهمیدی مهم تر کدومه و ارزش چی بیشتره، هروقت که بزرگ شدی خورشید خانم.. بعد بیا سر دنیا داد و هوار کن.

زندگی، پنجره ای باز به دنیای وجود..
Designed By Erfan Powered by Bayan