پنجره می چکد

طوری پراکنده‌ایم در جهان که جز کلمات هیچ چیز نداریم

گفت حافظ من و تو محرم این راز نه ایم

مامان می گفت:" وقتی تو اون راهی، رو به روت حرم عباسه و پشت سر ثارالله، یک چشمت به پشت سره و یک چشم به رو به رو. اسمش دو دلیه. نمی تونی بزی از این ور، دلت هم همش هوای اون طرف رو داره."

می گفت:" به محض این که بیرون میای دلت تنگ می شه و دلتنگیش می مونه تا بار بعد که برگردی. همینه که هرکسی یه بار می ره، باز هم سال بعد می خواد راهی بشه." 




خ.حافظ. در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا

               سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت 

زندگی، پنجره ای باز به دنیای وجود..
Designed By Erfan Powered by Bayan