پنجره می‌چکد

قدردان همه دوستی و جنون و دلتنگی هستم


 _  خورشید

  ی چی بگم؟

  دلم تنگ شده برا اون طولانی حرف زدن هامون

  اون موقع که چند ساعت حرف میزدیم تا من پشت تلفن خوابم میبرد

  تا شارژ هر دو مون تموم میشد

  قشنگ دلم تنگ شده براش


 + اون شب که نمیرفتی شام بخوری :)
    اون شب که زیر بارون می لرزیدم ولی قطع نمی کردم برم خونه..

 _ اون شب که گفتم صداتُ ضبط کردم و میفرستم برا همه بچه ها  :)

 + لعنت بهت لعنتی

 _ اون شب که گربه دیدیُ ترسیدی
    اون شب که همسایه مو فرفریتون گیتار میزد

...

در شب اندوهی است...اندوه چند ترابایت خاطره
دو بیتی پایین و بالا نداره
غزل هم که شب یلدا نداره
هزاران گیگ باتو حرف دارم
ولی افسوس دوبیتی جا نداره


یاد این شعر بابا افتادم :)
بی ربط..
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل حلقهٔ چاهی
در انتهای خود به قلب زمین می‌رسد
و باز می‌شود بسوی و سعت این مهربانی مکرر آبی رنگ
یک پنجره که دست‌های کوچک تنهایی را
از بخشش شبانهٔ عطر ستاره‌های کریم
سرشار می‌کند.
و می‌شود از آنجا
خورشید را به غربت گل‌های شمعدانی مهمان کرد
Designed By Erfan Powered by Bayan