پنجره می‌چکد

سرو چمان من چرا.. سرو چمان من چرا..

 

      "هل أعترفُ بأنـِّی

       لم أحبَّ أبدًا

       مثلما أحبـُّک؟

       و هل أقولُ:

       و لن؟.. " _ ترکی عامر

 

 

      

 


دریافت

 

 

 

 

 

+ پست‌های ماه اسفند پیش‌نویس بوده‌اند و به مرور منتشر شده‌اند. سال جدید برمی‌گردم و کامنت‌ها را پاسخ می‌دهم. 

 

 سال نو مبارک.

 

نرم نرمک می‌رسد اینک بهار... :))

بهار می‌گذرد دادگسترا دریاب
که رفت موسم و حافظ هنوز می نچشید.
به مرور و سلامت برگردید
عجیب اینکه توی این شرایط که قراره کامنتا رو جواب ندی و همینطوری بمونیم توی محیطِ خلا، بیشتر کامنتم میاد :/

#یا_ایها_الانسان
دلت تنگ شده بود که حاج خانم. :دی
داشتم دلقی و صد عید! مرا می پوشاند
خرقه رهن می و مطرب شد و زنهار! بماند

البته با اجازه جناب حافظ
عالی بود :)
سال نوی تو هم مبارک خورشید گرم شهریوری :*
اارادتمند.
شعرش من رو یاد اون شعر قیصر میندازه که:
می خواستم بگویم:«گفتن نمی توانم»
آیا همین که گفتم
یعنی
همین که
گفتم؟


البته نمیدونم نکته ی این شعر رو درست گرفته باشم یا نه. یه کم تو ترجمه ش مشکل دارم، خط دوم معنیش میشه: هرگز دوست نداشته ام کسی را؟ بعد اون «مثلما» یعنی: آنچنانکه؟ یا من کلا اشتباه برداست کردم؟
با توجه به اینکه سال جدید اومده انتظار داریم مدیریت وبلاگ پاسخگو باشن:))

شجریان رو همیشه توی مترو گوش میدم. توی واگن های شلوغ مترو. وقتی بعد از یک روز شلوغ و خسته کننده برمیگردم خونه. صداش تبدیل به آرامبخش عجیبی میشه توی اون شلوغی. نمیدونم چرا هیچ چیز مثل شجریان توی اون لحظات آدم رو تسکین نمیده. هیچ آهنگ و هیچ صدای دیگه ای.
آیا اعتراف کنم که هرگز کسی را مثل تو دوست نداشته‌ام؟
و آیا بگویم که هرگز نخواهم داشت؟

کدوم تصنیف‌ها رو دوست داری؟
اه بسه دیگه... دلم برات تنگ شد :|
سلام عرض شد.
ما آتش افتاده به نیزار ملالیم. ما عاشق نوریم و سروریم و صفاییم... ساز و آواز مویه:
http://bayanbox.ir/info/1636225454327940656/Mooye

پرکن پیاله را  کاین آب آتشین دیریست ره به حال خرابم نمی برد.. جام تهی:
https://goo.gl/KEdDCo
آسمونیه این صدا..
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل حلقهٔ چاهی
در انتهای خود به قلب زمین می‌رسد
و باز می‌شود بسوی و سعت این مهربانی مکرر آبی رنگ
یک پنجره که دست‌های کوچک تنهایی را
از بخشش شبانهٔ عطر ستاره‌های کریم
سرشار می‌کند.
و می‌شود از آنجا
خورشید را به غربت گل‌های شمعدانی مهمان کرد
Designed By Erfan Powered by Bayan