پنجره می‌چکد

تابستانم را پس بده



 از بالای دیوار، سرک کشید، یواش خندید و گفت:« دارم برمی‌گردم.»

بهار؟
تابستان
سلام 
چه آفتاب تیزی 
باید مستقیم نگاهش کنی. قشنگه.
جا دارد این جمله را زیر لب زمزمه کنیم در این هنگامه:
جهان بس ناجوانمردانه تنگ است.

+ روزها چقدر دلگیر شده‌ن.. :)
بهار اومده. حال همه‌مون خوب می‌شه.
به قول حافظ زین آتش نهفته که در سینه من است/ خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت. :)

همیشه ارادتمند حضرت‌شون هستیم.
حالا چون دلم نمی‌خواد حالِ خوبتو خراب کنم، دیدگاهمو درباره‌ی آفتاب و فصلِ گرما برای خودم نگه می‌دارم.
: با آه از بالکن خارج می‌شود.
ایش
چیکارش داری، زمستون به این خوبی به این سردی به این قشنگی، گرما کجاش خوبه آخه... 
گرما محشره طودی.

فصل فقط تابستون! همینه! :دی
پادشاه فصل‌ها اصلا..
ای بابا زمستون خیلی خوبه که
خیلی بده که.
نمیدونم مخاطب این خواسته کی بود؛ هر که بود امیدوارم تابستون رو پس بده و پس هم که داد، هیچ وقت دیگه دوباره نگیردش! کاش دنیای واقعی مثل بعضی از این سرزمین های افسانه ای و قصه ها بود، که گردش فصل ها به این صورته که  چندین سال تابستونه و یک دفعه چندین سال زمستون میشه :)
هرچند از من بپرسی تهران رو با بهارش بیشتر دوست دارم. مثل هوای اردیبهشتی دیروز. یه لحظه وسوسه شدم برم تو خط یک مترو و تو ایستگاه مصلی پیاده شم برم نمایشگاه کتاب، مهم نیست که اسفنده و نمایشگاه کتاب هم سالهاست از اون نقطه ی دوست داشتنی تهران رخت بسته.
هرچیزی به اندازه‌ش خوبه. روزهای آخر زمستون واقعا کلافه می‌شم دیگه. اما تابستون ابدی هم می‌تونه ترسناک باشه. دکتر کاکاوند می‌گفت تقویم ما٬ به تغییر حال طبیعت نزدیکه. آخر هر فصل که می‌شه٬ رسیدن فصل بعدی رو حس می‌کنیم و هرچند که زندگی مدرن٬ از طبیعت جدامون کرده٬ باز هم به نظرم در حال ما تاثیرگذاره گردش فصل‌ها.

نمایشگاه کتاب امسال بهت خوش بگذره.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل حلقهٔ چاهی
در انتهای خود به قلب زمین می‌رسد
و باز می‌شود بسوی و سعت این مهربانی مکرر آبی رنگ
یک پنجره که دست‌های کوچک تنهایی را
از بخشش شبانهٔ عطر ستاره‌های کریم
سرشار می‌کند.
و می‌شود از آنجا
خورشید را به غربت گل‌های شمعدانی مهمان کرد
Designed By Erfan Powered by Bayan