مامان می گفت:" وقتی تو اون راهی، رو به روت حرم حضرت عباسه و پشت سر امام حسین، یک چشمت به پشت سره و یک چشم به رو به رو. اسمش دو دلیه. نمی تونی بری از این ور، دلت هم همش هوای اون طرف رو داره."

می گفت:" به محض این که بیرون میای دلت تنگ می شه و دلتنگیش می مونه تا بار بعد که برگردی. همینه که هرکسی یه بار می ره، باز هم سال بعد می خواد راهی بشه." 


خ.حافظ. در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا

               سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت