پنجره می‌چکد

I can't take my mind off you

شاید که تو دیگر پیدایت نشود که در روزهای من سرک بکشی٬ شاید که دیگر نتوانم از پشت این پنجره‌ی آبی نگاهت کنم. یادت اما٬ هنوز روشن و گرم٬ عزیزترین دل‌خوشی لحظه‌هاست.

گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
شباهنگام٬ 
در آن دم که برجا٬
دره‌ها چون مرده‌ماران خفتگانند..
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر٬ 
به پای سرو کوهی دام..



تو را من چشم در راهم.
خیلی قشنگ مینویسی :)
تشکر
این متن با ربط یا بی ربط ناخوداگاه منو میگیره میبره میندازه وسط اون شعری که قمیشی میخونه:
اونکه رفته دیگه هرگز نمیاد...

حالا نفوس بد نزنین دیگه.
و این‌که راستش من این رو از قمیشی نشنیدم.. چشم من داریوش می‌گفت اون‌که رفته دیگه هیچ‌وقت نمیاد و باید بشینیم تا قیامت زار بزنیم و این حرفا.
احسنت به قلمت 
عالی 
تشکر می‌کنم.
شعری که آقاگل نوشتن واسه داریوش نیس؟!🤔 یا سیاوشم داره؟!
من هم احساس می‌کنم چشم‌من داریوشه.
عنوان مطلبت آهنگ پایانی فیلم closerه، یه جاش میگه no love no glory, no hero in her sky
فیلم رو ندیدم. آهنگش از رایسه. دوست‌داشتنیه.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل حلقهٔ چاهی
در انتهای خود به قلب زمین می‌رسد
و باز می‌شود بسوی و سعت این مهربانی مکرر آبی رنگ
یک پنجره که دست‌های کوچک تنهایی را
از بخشش شبانهٔ عطر ستاره‌های کریم
سرشار می‌کند.
و می‌شود از آنجا
خورشید را به غربت گل‌های شمعدانی مهمان کرد
Designed By Erfan Powered by Bayan