پنجره می‌چکد

روزهاست روی دلم سنگینی می‌کنه

گاهی یه اشتباهی می‌کنیم که تقصیری در وقوعش نداریم. یا شاید هم مقصریم اما اتفاقاتی که بعدش پیش میاد و همه‌چی رو خراب می‌کنه٬ خواست ما نبوده.

گاهی اشتباهی پیش میاد از جانب ما و به عزیزان‌مون و دوستان‌مون آسیب می‌زنه و ما هیچ کاری٬ هیچ کاری نمی‌تونیم بکنیم. 

کاش فقط بدونه من اون آدمی نیستم که لحظه‌ای رو حتی بد بخوام برای کس دیگه‌ای. من فقط بچه‌م و شاید ساده‌تر نگاه می‌کنم به همه‌چیز و شاید خیلی چیزها رو نمی‌تونم از پیش بفهمم. متاسفم برای هرچی که پیش اومده و متاسفم که نمی‌تونم کاری بکنم و اگه که ذره‌ای هم در ناراحتی‌ت تاثیر گذاشته باشم٬ هیچ وقت خودم رو نمی‌بخشم.

کاش این اتفاق اون قدر تکرار نشه که از من آدمی بسازه که برای رنجش دیگران تقلا می‌کنه.

پست در مورد سوم شخص مجهول بود. پستایی که سوم شخص مجهول باشه رو یه وقتایی فقط باید بخونی و بری. یه وقتاییم باید طرف صاحب وبلاگ رو بگیری که آقاجان مقصر تو نیستی. مقصر یه وقتایی روزگار قدار کجمداره با اون انحراف زاویه ای 23.5 درجه ایش. 
قبلا جواب دادم این رو.
شنبه ۲۲ مهر ۹۶ , ۱۲:۳۸ علیـ ــر ضــا
آمین امیدوارم تکرار نشه 
بله.
اوهوم کاش بدونه لحظه ای از بد خواستن نبوده اتفاقی که افتاده، میتونم بفهمم
درسته
میخوره به حال و روز الانِ من...!
حقیقتش خیلی از این جمله خوشم نمیاد.. مثل جای دست غریبه روی شیشه‌ای که امروز پاکش کردی.
راستش حقیقتِ... چه پاک کرده باشی چه نکرده باشی... 
جنبه‌های دوست‌نداشتنی وبلاگ‌نویسی.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل حلقهٔ چاهی
در انتهای خود به قلب زمین می‌رسد
و باز می‌شود بسوی و سعت این مهربانی مکرر آبی رنگ
یک پنجره که دست‌های کوچک تنهایی را
از بخشش شبانهٔ عطر ستاره‌های کریم
سرشار می‌کند.
و می‌شود از آنجا
خورشید را به غربت گل‌های شمعدانی مهمان کرد
Designed By Erfan Powered by Bayan