پنجره می‌چکد

سلام بر تو که روی تو روشنایی ماست

همین که هستی، می تونم بیام و بشینم رو به روت، بپرسم و نپرسم و تو حرف بزنی از صمد و سایه و حافظ، از ادبیات، از شعر، از آدمها.. 

تو هستی و وقتی میام اشاره می کنی به صندلی روبه روت و می پرسی "خب خورشید خانوم اوضاع چطوره؟ همه چی خوب و عالی؟"

میگم که خدا رو شکر و نگاه می کنی با لبخند "خدا رو شکر برای چی؟"

تو هستی و من حتی بگم یا نگم می فهمی همیشه.

و اینکه یه نفر توی این دنیا خبر داره.. اینکه می دونی.. چقدر آرومم می کنه.


من که هیچ وقت یادم نمیره جلسه ی آخر ادبیاتو.

من که هیچ وقت یادم نمیره خوندی و اشاره کردی به من..


"این ذره ذره گرمی خاموش وار ما،

یک روز بی گمان،

              سر میزند ز جایی و 

خورشید می شود"



 خدا رو شکر عزیز من.. خدا رو شکر که هنوز تو هستی.




پی عنوان نوشت: این شعر سایه رو روی کارت پرنده ی آبی کنار هدیه ت نوشتم. نگفتی هیچی.. ولی من دیدم که چشمات چقدر خوشحال بود وقتی می خوندیش



تو با چراغ دل خویش آمدی بربام

ستاره ها به سلام تو آمدند ، سلام

سلام بر تو که چشم تو گاهواره ی روز

سلام بر تو که دست تو آشیانه ی مهر

سلام بر تو که روی تو روشنایی ماست..

سلام

 شعر زیبایی بود

ما را دنبال کنید: اخبار وعده صادق | نما صادق (ویدئو) | طب اسلامی

 

بربب
چه قشنگ بود
روایتش حتی
تجربه ش که دیگر هیچ
من با او قصه ها داشتم..

سر میزند ز جایی و خورشید می شود...
چه خوب بود اینا. به قول علی تجربه ش که دیگه هیچ.
.
شعر سایه هم خیلی خوب بود.
کیف کردم.
:)
تا دوست داری ام،
تا دوست دارمت،
تا اشک ما به گونه هم می چکد ز مهر..

این شعر کسرایی رو بخونین آقاگل.. فوق العاده س


سایه که همیشه مهتابه :)
چشمم خورد به صفحه پیوندها :))
"اینجا قبلا یک مترسک بود!"
دعا کنید برگرده. دلمون تنگ شده براش.
نمیخواد برگرده؟ 
من یه خواننده ی کم حرف معمولی بودم..
ولی واقعا جاش خیلی خالیه اینجا.. 
دلم براش تنگ شده
میگه فعلا تا یکی دو ماه نیستم. :))
فعلا به صورت مهمون وار تو وبلاگ بچه ها پست میذاره. کازیوه گندم و نیمه سیب سقراطی :)
فعلا کلمه ی خوبیه.
چه خوب.. نخونده بودم.

(برگرد متر..)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل حلقهٔ چاهی
در انتهای خود به قلب زمین می‌رسد
و باز می‌شود بسوی و سعت این مهربانی مکرر آبی رنگ
یک پنجره که دست‌های کوچک تنهایی را
از بخشش شبانهٔ عطر ستاره‌های کریم
سرشار می‌کند.
و می‌شود از آنجا
خورشید را به غربت گل‌های شمعدانی مهمان کرد
Designed By Erfan Powered by Bayan