سال اولیه و اومده پرس‌ و جو. براش توضیح میدم که لازم نیست راپید بخره. 

دلم تنگ میشه واسه اون شبا٬ نیمه‌شبا که بدون اشل٬ ریز به ریز٬ جزء به جزء پلان خونه رو٬ تبدیل می‌کردم و لرزون و ترسون از این که یه وقت خط نخوره و زحمت دو روزه به باد بره٬ خط آخر رو می‌کشیدم.. بعدش چشمای خسته بود و پاهای سست و شستن راپید که جوهرش لکه لکه پخش می‌شد سرتاسر روشویی سفید.