می‌دونی؟  من همیشه در مقابل تغییر گارد گرفته‌م. همیشه سخت بوده برام. دلم نمی‌خواد این امکانات جدید بیان رو.  دلم می‌خواد صبح که چشمامو باز می‌کنم وبلاگ تو رو رفرش کنم٬ شب که می‌خوام بخوابم هم.. ببینم تو این چندساعته که خواب من رو برده بوده چیزی نوشتی یا نه..

دلم می‌خواد تو اتوبوس و مترو٬ تو دفتر وسط کار و بارها٬ هرجا که دو دقیقه وقت اضافه میارم٬ صفحه‌ی آخرین پستت رو رفرش کنم٬ ببینم چیزی گفتی در جواب کامنت من. 

دلم نمی‌خواد یکی اون بالا کارای منو کنترل کنه. دلم نمی‌خواد اون حواسش به تو باشه و به من خبر بده. دلم اون امیدی رو می‌خواد که هربار دستم آزاد میشه٬ تو سرم می‌خونه «برو یه بار دیگه نگاه کن٬ شاید جواب داده باشه.» 

تغییر خوبه. تغییر مثبت همیشه خوبه.. من فقط دلم تنگ شده برای پرشین بلاگ٬ که وقتی نظر جدید می‌اومد٬ نوشته‌ش قرمز می‌شد.




خ. سرمان درد می‌کند و درد می‌کند و درد می‌کند.. بی‌خواب شده‌ایم. خدا رو شکر کنید اگر خواب راحتی دارید.


خ. رادیوبلاگیها.  گپ و گفتی داشتیم باهم. اگر مایل بودید بشنوید.