آفتابا٬ چه خبر؟

        این همه راه آمده‌ای٬

که به این خاک غریبی برسی؟

ارغوانم را دیدی سر راه؟

مثل من پیر شده‌ست؟ 

چه به او گفتی؟ او با تو چه گفت؟

نه ٬ چرا می‌پرسم.

ارغوان خاموش است.

دیرگاهی‌ست که او خاموش است.

آشنایان زبانش رفته‌ند.

ارغوان ویران است

هردومان ویرانیم.




سایه٬ کلن- خرداد ۹۶