پنجره می‌چکد

دم مرگی یخ نزنی یه وقت


_کجا داری میری؟
+برم دیگه..
_ کجا؟
+ برم خودمو غرق کنم تو رودخونه..
..

_ سرده..
+ لباس گرم می پوشم.
_آره.. دستکش هم بردار. رودخونه خیلی سرده.





_ برادر جان ۶ سالشه :)

راست میگه خب! تازه کلنگ هم بردارید! ممکنه آب رودخونه یخ زده باشه.
منطقیه.. چشم

جالبه ها ولی.. بچه ها هیچ تعریفی از مرگ ندارن
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل حلقهٔ چاهی
در انتهای خود به قلب زمین می‌رسد
و باز می‌شود بسوی و سعت این مهربانی مکرر آبی رنگ
یک پنجره که دست‌های کوچک تنهایی را
از بخشش شبانهٔ عطر ستاره‌های کریم
سرشار می‌کند.
و می‌شود از آنجا
خورشید را به غربت گل‌های شمعدانی مهمان کرد
Designed By Erfan Powered by Bayan