پنجره می‌چکد

در کسری از ثانیه سوژه به باد می‌رود


یک لحظه‌‌ی لعنتی هست که وسط نوشته ذهنت گیر می‌کند. قفل می‌کنی. نمی‌دانی همین را ادامه بدهی٬ از اول شروع کنی٬ همین قصه‌ای را که پیش آمد کرده دنبال کنی٬ از سر همان سناریوی توی ذهنت را بنویسی...!! 

در همین لحظه‌ی نفرین شده‌ی لعنتی ست که خودکار را پرت می‌کنی و دفتر را می‌بندی و داد می‌زنی : « اصلا نخواستم بنویسم !» 




خ. از سری پست‌های گوشه ی دفتر مشق خورشید ٬ نسخه‌‌ی بدون اعصاب.

اصن خودِ خط گویای عمقِ فاجعه هست!
:دی
ااعصاب ندارم آقا.
من هر وقت دست خط خوب میبینم دست خودم نیست! تو این مورد حسودم. :)
این دست خط بی اعصابتونه الان؟ از دست خط کاملا اعصاب دار ما خوش خط تره.
.
چایی نبات بخورین :)
اعی بابا :)))
وای! چقده این خط رو دوست دارم :))
مخصوووصا ی ها؛ مخصوصا ی های پیوسته؛ مخصوصا "را"ها.
شما اصالتا با شمال ایران رفت و آمدی ندارین؟ :))) آخه اینجوری کشیدن ی رو بیشتر توی دست خط شمالیها دیدم :دی
اولین باره من می‌بینم سر یه مسئله به شوق میای :دی
نه.. فکر نمی‌کنم ربطی به موقعیت جغرافیایی داشته باشه. 

چه خط زیبایی. به و به و به
و اینکه ذهنِ قفل شده رو زیاد تجربه کردم. وقتی زورم نمیرسه پیش ببرمش، دست از نوشتن میکشم و یه موزیک آروم پلی میکنم‌. راست میگن که موسیقی آرامش بخشه. آروم که شدم ادامه میدم.

به به دلی خانوم عزیز.. 
نه موسیقی رو نوشتن من تاثیر منفی داره اتفاقا.
رسیدن به این نقطه مزخرف ترین لحظۀ نوشتنه! اینقدر حرصم می گیره دلم میخواد یه گلوله تو مغزم خالی کنم :|
بله :دی
چهارشنبه ۲۵ مرداد ۹۶ , ۲۱:۲۲ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
چندباری خواستم داستان بنویسم، یه بار هر کاری کردم نتونستم آخرش رو بسازم، یه بار آخرش رو میدونستم ولی نمی دونستم چجوری برسونم به اونجا!
:دی
اعصاب خردکنه.
بی اعصاب قشنگ مینویسینا |: خط رو میگم 
[ به خط با اعصاب خویش نگاه میکند و محل را ترک میکند ]
از اول شرع کنین تهش قشنگ تر میشه (:
ارادتمند.
آره موافقم.. ولی اون سوژه قبلیه حیف میشه.
جدا از این لحظه رو مخی خفه کن..!
خطتتون تو این لحظات چ خوبه ^_^
اصلا قشنگ حال درونی رو در عین زیبایی منتقل میکنه :)
:)
خیلی باعث خوشحالیه این کامنت.
خورشید به نظرم اصن نمیشه که تو‌عصبانی بشی :)
من   خیلی آدم کله خرابیم اتفاقا :/
قوی و بزرگ و ترسناک
یه لحظه لعنتی دیگه هم هست که سوژه رو توی ذهنت ساعت ها میپرورنی
ولی تا دست به قلم میشی جذابیتش میپره :/

+ فیلینگ جِلِس به دسخطت
این هم مزخرفه.

حسود هرگز نیاسود و از این حرفا.
تقریبا داره هرروز برام پیش میاد
خطت چقدر خوبه ها:)
تشکر
چه دستخطی:|
آااااقاااا
با خودکارها مهربان باشیم :دی
کمپین بزن براش.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل حلقهٔ چاهی
در انتهای خود به قلب زمین می‌رسد
و باز می‌شود بسوی و سعت این مهربانی مکرر آبی رنگ
یک پنجره که دست‌های کوچک تنهایی را
از بخشش شبانهٔ عطر ستاره‌های کریم
سرشار می‌کند.
و می‌شود از آنجا
خورشید را به غربت گل‌های شمعدانی مهمان کرد
Designed By Erfan Powered by Bayan