پنجره می چکد

طوری پراکنده‌ایم در جهان که جز کلمات هیچ چیز نداریم

گفت حافظ من و تو محرم این راز نه ایم

مامان می گفت:" وقتی تو اون راهی، رو به روت حرم عباسه و پشت سر ثارالله، یک چشمت به پشت سره و یک چشم به رو به رو. اسمش دو دلیه. نمی تونی بزی از این ور، دلت هم همش هوای اون طرف رو داره."

می گفت:" به محض این که بیرون میای دلت تنگ می شه و دلتنگیش می مونه تا بار بعد که برگردی. همینه که هرکسی یه بار می ره، باز هم سال بعد می خواد راهی بشه." 




خ.حافظ. در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا

               سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت 

چه توصیف قشنگی بود خورشید
من فک کنم دو سال یا سه سال پیش رفتم! با اینکه همش ویروسی و مریض و بیحال بودم و زیاد نتونستم بیرون برم :| شب بارونیش رو هیشوخت یادم نمیره
هرکی میره کربلا همینو میگه
یکیشون میگفت زندگی آدم دو قسمته. قبل کربلا و بعد کربلا...
شاید هم :)
شاید هم چی؟
شاید هم محرم نیستیم؟
یا شاید هم اگه دل ببندیم به زلف چون کمندش سرهای بریده ی بی گناه می بینیم؟

شنبه ۲۰ آبان ۹۶ , ۰۸:۲۷ مریــــ ـــــم
دقیقا همینه
هروقت خودمو بین الحرمین تصور میکنم نمیدونم اول کدوم طرف میرم
شنبه ۲۰ آبان ۹۶ , ۱۱:۲۳ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
یکی بیاد منو هم ببره:-(
کاش قسمت بشه و بریم :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
زندگی، پنجره ای باز به دنیای وجود..
Designed By Erfan Powered by Bayan