امشب تولد مام بزرگ است و من یک هفته است در کانال های تلگرامی فامیل، در حال رایزنی برای غافلگیری تولدانه هستم. و حالا که دایی وسطی رفته کیک بگیرد و زن دایی با قابلمه ی لوبیا پلو و خاله ها با کوچ و بچ در راه آمدنند؛ مام بزرگ دارد تهدیدم می کند که اگر آسیابش را از طبقه ی بالای کابینت نیاورم که همین الان بشیند قاووت درست کند، خودش می رود بالای چهارپایه.