پنجره می چکد

طوری پراکنده‌ایم در جهان که جز کلمات هیچ چیز نداریم

چقدر من بی‌قرار توام

سال اولیه و اومده پرس‌ و جو. براش توضیح میدم که لازم نیست راپید بخره. 

دلم تنگ میشه واسه اون شبا٬ نیمه‌شبا که بدون اشل٬ ریز به ریز٬ جزء به جزء پلان خونه رو٬ تبدیل می‌کردم و لرزون و ترسون از این که یه وقت خط نخوره و زحمت دو روزه به باد بره٬ خط آخر رو می‌کشیدم.. بعدش چشمای خسته بود و پاهای سست و شستن راپید که جوهرش لکه لکه پخش می‌شد سرتاسر روشویی سفید.

دانشجو بودن حس خوبیه خورشید، نه؟ :-"
می‌دونی.. بستگی داره.
دوران جدیدیه ولی.. خوبه.
خیلی کیف می‌ده بشینی برای یه نفر ازش حرف بزنی. می‌تونم یه عمر بگم و بگم و خسته نشم.
لحظه‌ لحظه‌ی اون روزا دوره شد برام.. دوسش دارم حنا. دلم نمی‌خواد برگردما٬ دوسش دارم ولی.
بریم ببینیم دانشجویی چه طوره...
تو کجا رفتی دخترک ؟ :)
دوران خوبیه دانشجویی
آره خوبه.
فلسفه ی تهران... 
به به.. چه انتخاب خوبی:) موفق باشی.
خیلی ممنون حیلی ممنون :)
شمام همین طور!
قربانت
هعععی سال اول کوجایی :|
سال اول همیشه یه شکل دیگه‌ایه.
کاش سال بالایی های مام انقدر خوب باشن:)
دیگه هیشکی که مثل من نمیشه :/
جدا دوران خوبیه دانشجویی؟ :)
من جو دانشگاهمون رو دوست ندارم. اما رشته‌م رو و زحمتی که براش کشیدم٬ لذتی خلقی که بهم داد٬ اینا رو دوست دارم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
زندگی، پنجره ای باز به دنیای وجود..
Designed By Erfan Powered by Bayan