پنجره می چکد

طوری پراکنده‌ایم در جهان که جز کلمات هیچ چیز نداریم

عطر سنبل٬ عطر کاج

من از روز تولدم می‌ترسم. روز مهمی برای من است. روز حساب کشی از قول و قرارهای یک‌ساله٬ روز حساب پس دادن که چه کردی و چه شد؟ کجای کاری؟ روز تصمیم‌های مهم یک سال آینده. از این بابت روز ترسناکی‌ست این سیزده شهریور صاحب مرده. به‌همین خاطر سعی می‌کنم این روز به هیچ وجه خانه نمانم. صبح تا شب توی خیابان راه می‌روم٬ به جاهایی که نرفته‌ام٬ جاهایی که دوست داشتم بروم٬ جاهایی که دوستشان دارم. گاهی هم چند ساعتی را با دوستان یا خانواده می‌گذرانم. به هوای این‌که سرم گرم بشود٬ هولم بخوابد٬ آخر شب با دل خوش بنشینم و سنگ‌هایم را با خودم وا بکنم. 
قرار امروز را از پیش با نارخاتون  و  ماهی  گذاشته بودم٬ برای وعده‌‌های این پست. گفتم بیایند آن کافه کتاب آشنای خیابان ادوارد بروان که اسم هرکدام‌از میزهای چوبی‌اش را از روی یک کتاب گذاشته‌اند. از پیش می‌دانستم که باید ببرمشان پشت آن میز کنج کافه٬ کنار پنجره. و از ماهی حال خاله‌ی پدرش را بپرسم و اگر مثل اکثر مواقع مجسمه و سرد و تو خالی شدم٬ از نارخاتون سوال کنم سفر تابستانی‌اش خوش گذشت؟  این عادت همیشگی من است که قبل از رویداد هر اتفاقی٬ در ذهنم بچینمش. اما خب معمولا آن‌طور که فکرش را می‌کنیم نمی‌شود.
مثلا این‌که نارخاتون وقتی رسید که من هنوز توی مترو بودم و تا ادوارد براون من دویدم فقط. چشم که چرخاندم توی کافه٬ نشسته بود همان میز کنج کافه٬ عطر سنبل عطر کاج٬ که هیچ‌‌‌کدام هم نخوانده بودیمش. مثلا٬ حواسش نبود که من قرار است برایش نقاشی ببرم و خوشحال شد :)   مثلا وقتی که ماهی رسید و آغوش باز کردم برای به بر گرفتنش٬ انتظار نداشتم کنار گوشم زمزمه کند «تولدت مبارک» و آن گردنبند زیبای توی جعبه مال من باشد. انتظار نداشتم وقتی که می‌گویم «یه عکس بگیریم؟ » آهنگ تولد بگذارند و پیشخدمت آن کیک را بردارد و رویش شمع ۱۹ باشد و مستقیم بیاوردش سمت من . 
مال من بود ولی. که سرخ شدم و وا رفتم و پیشخدمت پرسید نمی‌دونستی تولدته؟ و من سعی کردم به محکم ترین شیوه‌ای که می‌توانم نارخاتون را بغل کنم. 
بعد مراسم رقص چاقو بود و خوردن سیب‌هایی که توی شربت بیدمشک نارخاتون گذاشته بودند و عکس برداری از من و کیک٬ سه نفری و کیک ٬ کیک نیم‌خورده و انگشت‌های به حالت دو. 

خوش گذشت. درخشان بود امروز. یک خاطره‌ی بی‌نظیر از اولین روز ۱۹ سالگی.



خ. با تشکر اززززز  دکتر میم و حاج مهدی برای تبریکات مخصوص. جای‌شان بسیار خالی بود. 
خ. و با تشکر از آبی٬ برای یک اتفاق منحصر به فرد.


(بعضی جاها باید لینک بذارم ولی با گوشی سخته برام. ان‌شاالله فردا درستش می‌کنم.)
تولدت مباااااااااااااااااااااااارک ^-^
ممنوووون ^_^
خورشیدک بزرگ شد یه سال...
واقعا آرزو می‌کنم امسال پر از شور باشه برات عزیزِ من.
 هرچند به نظر نیاد چه‌قدر جات توی قلبم پررنگ و بزرگه و هرچند بلد نباشم بهت نشون بدم یا حتی بگم و حتی اگه بگم هم خودت خیلی مسخره‌ای در مقابل ابراز احساسات و فووقش می‌گی باشه :/

قوی باشی خانم جونِ ما، با صدای نازدارت، با شکوفه‌های قشنگِ کاکتوسیت

 علی یارت :)
باشه :دی

می‌دونی چندوقت بود صدام نکرده بودین خانجون؟

مخلصیم :-)

ارادت
مبارکه:دی
قربانت.
به امید این‌که یک روز سرقرارهای ما بیایی. :))

کامنت خصوصیت خیلی خنده‌دار بود :))
تفلد شوما موبارک(((:
قربان شما
ای جانم عزیزم... خداروشکر خوشحال شدی:) بازم یه عالم تولدت مبارک❤
آخه من به این دو نفر گفتم بیان که خوشحال شی بعد دیدم دخترونه ست اما دیگه قطعی نگفتم که نیان...اینام وسط راه مونده بودن بندگان خدا که برن بیان نرن چیکار کنن:))
گفتم تولدت مبارک؟؟!!! به هرحال بازم مبارک:))
باعث زحمت شد. باز هم تشکر.

من ازهمین تریبون عذرمی‌خوام از حضورشون.

:قلب


تولدت مبارک بازم
ان شاء اللّه دوستم بمونی همیشه :***
ان شاالله.
تولللللللللللللللللدت موووووووووووباااااااااااااااررررررررررررک :|
ممنووووووووووووونننننمممم :/
ای جانم...
چه روز قشنگی! :لبخند گُنده

بازم مبارک باشه میلادت خورشید شهریوری :*
بله بله :)


تولدتون مبارک :)) 
قربان شما.
فکر کردم این پست درمورد همین کتابه:)
تولدت مبارک*-* و اینکه باورم نمیشه از من کوچیکتری :دی الان یه حس بزرگ بودن عجیبی دارم : دی
واقعا خوشابحالتون با این قرارهای وبلاگی. دیدن آدمایی که نوشته‌هاشون رو میخوندی باید خیلی دلنشین باشه.
امیدوارم امشب آروم خوابیده باشی و سال پیش‌رو سال آرام و شادی برای تو باشه
خورشید همیشه گرمه. گرمی درونت همیشگی ^_^
نه. اسم میزمون بود. من سنبل بودم، نارخاتون کاج :دی
-_-  من قوی و بزرگ و ترسناکم.
محشره.
ان شاالله.
:)
تولدت مباااااااارک :)
تولد خودت مبارک قشنگ :دی
سلام 
با تاخیر یه روزه تولدت مبارک عزیز جان 🌹🌹🌹
ایشالا  بهترین روزهای عمرت رو در ۱۹ سالگی  تجربه کنی 🌹🌹



+
دست نار خاتون گیان و سایر دوستان هم درد نکنه ⚘
تشکر می کنم :))
امید به خدا.


اجرشون با خدا.
^^
*_*
عرض تبریک و طولِ شاد باش
:)))))
عرض ارادت.
تولدتون بشدت مبارک :)
به شدت ممنونم رامین عکاس باشی.
تولدت مبارک
شاد باشی همیشه خورشید جان
ممنونم لادن :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
زندگی، پنجره ای باز به دنیای وجود..
Designed By Erfan Powered by Bayan