پنجره می چکد

طوری پراکنده‌ایم در جهان که جز کلمات هیچ چیز نداریم

بیم است که یهو نخیزد از رخوت بدن.. بیا او را صدا بزن

دلم میخواد کلمات رو بغل کنم. 


خ. فقط همین.
خ. متوجه هستم که انقدر بامزه هستین که بیاین تو کامنتا اسممو صدا کنین :) نکنین آقا.. نگارنده اعصاب ندارد.
یعنی الان من فقط بگم خورشید میزنیم؟ :)) 
خو آخه دلت میاد؟ گناه ندارم؟ :(
بذار خوب شه پام دوباره بزن بشکونش :)) 
نه فقط نفرینت می کنم
:مشت به سینه کوبیدن
مرا خواب کن زیر یک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات...
اگر کاشف معدن صبح آمد
صدا کن مرا!

از سهرابمون :)
خیلی خوبه که یکی بیاد و بلد باشه کامنتی بذاره که قشنگ بشینه به حس و حالت..
در واقع خیلی خوبه که «خواننده ی وبلاگت بدونه که وقتی دلت می گیره برات شعر کامنت بذاره» 

درخشان بود آقاگل. ممنونم.
خورشید؟


:)))
لج می کنین؟ 
اولین باری که دلم خواست کلمه ها رو بغل کنم وقتی بود که این جمله رو خوندم:

کاش می شد صدای تو را بوسید...

:)
کی گفته این جمله ی مسخره رو که احساسات در کلمات نمی گنجن؟ 
واژه ها می تونن احساسی رو بسازن که حتی وجود نداره اصلا..
سه شنبه ۲۰ تیر ۹۶ , ۰۵:۴۸ بهار پاتریکیان D:
من دوست داشتم "فاصلهکهباشهسختمیفهمی" رو بغل کنم.
گوگولیِ خاله -_-
بهااار :)
هرچی فک کردم یه چیزی بگم که اسمتو صدا نزنم نشد:|
خورشید:)))
سلام مردم آزار
ماه خورشید 😂😂😂
:)
نباش خسیس ... تو بیا
خیلی وقته که دلم منتظره.. اگه بدونی
کجا گمت کردیم ؟ یه بارم تو بیا
بی اینکه ما بگردیم..
جان ما ممکنه در فزاید ولی از حسن شما چیزی کم نمیشه.
کلمات رو بغل کردنم باید حال بده ها
من یه بار لپ تاپمو بغل ردم خیلی حال داد :-D
یه روزم خیلی راه رفته بودم پاهامو بغل کردم 

معمولا کمتر جایی اینا رو میگم چون فکر میکنم طرف نگاه مسخره ای بهم داره
ولی فکر کنم تو اینجوری نباشی

یه جاهایی میشه که آدم متوجه خودش میشه. خودشو می بینه تازه.. به کشف دلپذیر خودش و دنیای خودش میرسه.
متوجه میشه که چقدر دوست داشتنیه. متوجه حضور خودش در مواجهه با جهان پیرامون.. 
خیلی ارزشمنده این احساس. فقط مربوط به تو و من هم نیست. هنر از این لحظات بسیار ثبت کرده. 
خیلی راجع بهش نمی دونم. ولی مطمئنم که دیوونگی نیست. مطمئنم خود پسندی نیست. یه بار سعی کردم به محمدامین توضیحش بدم. نمیدونم فهمید منظورمو یا نه.
آره موافقم

محمد امین؟
به من ؟ :-/

تو هم مگه محمد امینی؟ فکر می کردم‌امین خالی باشی.
نه.. یه محمدامین بلاگر دیگه.
من متوجه نشدم چرا ملت باید بیان صدات بزنن.
یعنی اگه نمیگفتی صدا نزنن چه دلیلی داشت صدا بزنن؟
به خاطر عنوان. قطعا و حتما میومدن صدا میزدن -_-
کلماتم دلشون میخواد تو رو بغل کنن:)
بله
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
زندگی، پنجره ای باز به دنیای وجود..
Designed By Erfan Powered by Bayan