پنجره می چکد

طوری پراکنده‌ایم در جهان که جز کلمات هیچ چیز نداریم

همدان 1 _ اتوبوس

بعد از اینکه 3 ساعت با حامد همایون خودشان را خفه کردند، اخم غلیظ و دست به سینه ام باز شد وقتی کله ی فرفری پوریا برگشت و گفت " خورشید فولدر بندری ها رو پیدا کردم."




خ. ما مرده ی بندری هستیم.

خ. خودمه تو گل می پلکونم..

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
زندگی، پنجره ای باز به دنیای وجود..
Designed By Erfan Powered by Bayan