پنجره می چکد

طوری پراکنده‌ایم در جهان که جز کلمات هیچ چیز نداریم

شما را چه شده؟

چرا نمی نویسین؟

نیم ساعته که هر پنج دقیقه یه بار، صفحه ی مدیریتو رفرش کردم. دریغ از یک کلمه پست جدید..

ما که گذاشتیم :/ :)) 
ولی شما نیستید :))
من همیشه به حنانه میگم اینو..
من از شما می ترسم
یعنی میگید پست بذاریم؟ :)

بذارین دیگه خب
با سناتور موافقم!
با کجاش موافقین؟

اجازه بدین.. شما دیشب پست گذاشتین از استاد. پس امروز چی؟
آیا نباید امروز هم پست میذاشتین؟ تازه الان که امروز نیست.. الان فرداس. در واقع شما دو روزه که پست نذاشتین.
ما متقاضی پست های سیاسی و کوله به دوشی شما هستیم.
از من میترسییییید؟؟؟ 
خداییش؟
خب چرا؟!

بله می ترسم.
چون فضای ذهنی شما رو نمی فهمم. به خاطر همین هم بلد نیستم چجوری باید باهاتون حرف بزنم.
من که امروز پست گذاشتم :) 
بله بله.. شما آخرین پست منتشر شده ی لیست من هستی.
یک امتیاز مثبت برای شما.
منکه میگم زیاد پست میزارن حتی :))
:/
نظر شما هم محترمه.


نسبت به مثلا یه ماه قبل ترشون میگم. دسته جمعی دچار رخوت شدن.
هیچ دلیلی هم به ذهنم نمی رسه براش. امتحاناتم که هنوز شروع نشده..

نزدیک انتخابات قاعده ش اینه که بلاگستان در حال انفجار باشه. اینکه سکوت کرده خوب نیست.
:| :/ #/ £€$&&&

کلأ چجوری به این نتیجه رسیدید؟ شما که وبلاگِ من رو نخوندید.
ولی خب جالبه :)) اولین نفری هستید که اینجوری میگه.
الآن اگه حضورم باعثِ ترستون میشه بگید تا برم : )) 
دنبال نمی کنم ولی سر می زنم و می خونم. از خیلی وقت پیش.. 

:)
ترس به اون معنا نه. از این می ترسم که برداشتم از فکراتون اشتباه باشه و نتونم پاسخ درستی بدم. 
همیشه خوشحال میشم از کامنت هاتون
مگه پست های سیاسی رو دوست دارید؟ از بس مشارکت توشون کمه فکر میکردم کلا کسی هم نمیخونه. رد پا بذارید حداقل! :)
بسیار..
فکر می کنم شما که این زمینه ها تخصصتونه بهتر میشه اگه بیشتر ازشون بنویسین. انقدر هرکی که نمی دونه اظهار نظر می کنه، آدم گیج میشه این میون.
چیزایی که بلدین رو به ما هم یاد بدین.

و خب.. معمولا کامنت نمیذارم چون تخصصی ندارم. 
ولی حق دارین. کامنتا دلگرمی میده. ذوق آدمو بیشتر می کنه.
من بعد..
تا اشتباهی نباشه که درست بوجود نمیاد. بالاخره باید تصوراتمون از تفکراتمون رو بگیم تا بیشتر با فکرِ هم آشنا شیم دیگه.
به شخصه که استقبال میکنم از هر نوع نگاه و نظری نسبت به خودم و تفکراتم.
درسته..
نمی دونم
حتی من ؟
مظلوم نمایی نکن. برو وایسا اون گوشه رو به دیوار -_-
:| :| :|
من از 11 فروردین هر روز دارم پست می نویسم ساعت 8 :| 
بله.. میای دوتا خط می نویسی میری..
خب من حوصله م سر میره تا 8 شب فرداش.


+ راستش بیشتر منظورم به سکوت بلاگرها درمورد انتخابات و کلا مسائل روزه.
وبلاگ ها قبلا دغدغه مند تر بودن. الان اکثریت شخصی می نویسن. خودم هم.
شخصی نوشتن بد نیست ولی اون سکوته هم خوب نیست.
والا ما هم که گذاشتیم هیچ فیدبکی نگرفتیم :-| :-D
خوندم.. ولی فیدبکم نمیومد :/
خب مدلم کوتاه نویسه . 

+ خب قبول دارم اون سکوته هست ولی اینکه خوبه یا بده رو نظری ندارم . 
مدل خوبیه. یه گروهی بودن چندسال پیش یه وبلاگ گروهی داشتن فقط مینیمال بود. 
حیف که تعطیل شد.. دومین وبلاگ مورد علاقه ی من بود.


+ به نظر من این سکوت بر دو احتماله.
یا مثل من تو این مسئله وارد نیستن و اطلاعات منظمی ندارن و نمیخوان نظر احساسی بدن.
یا اینکه مطالعه و دانش و قدرت تحلیل رو دارن.. ولی ناامیدن. براشون مهم نیست. خودشونو کنار کشیدن.
فکر می کنم هر دوتاش خوب نیست.
هومممم... من هروقت پست نمی‌ذارم در تدارک پستِ مفصل‌تری هستم. بعضی پست‌ها مثلا عکسِ خاصی میخوان، بعضیا وقتِ خاصی میخوان و بعضیا حسِ خاصی میخوان و اینا... 
من همیشه به شماهایی که می تونین هرچی که میخواینو بنویسین حسودیم میشه.
واقعا آفرین. خیلی خوبه که براشون وقت و اهمیت میذاری. ممنون.
فعلا حسش نی
:/
سلام 
خوبی ؟
صبحتون بخیر ^__^
میدونم منظورت به من نبود :))
ولی موافقم با حرفات:))
اتفاقا من یه بار متذکر شدم بهشون :))
ولی بجز آقای زمر ۵۳ بقیه انگار نه انگار :))


آقای زمر 53 :دی
خوبم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
زندگی، پنجره ای باز به دنیای وجود..
Designed By Erfan Powered by Bayan