پنجره می چکد

طوری پراکنده‌ایم در جهان که جز کلمات هیچ چیز نداریم

عشق برای او مخمل پر رمز و راز آسمان بود

فینال جام جهانی، آرژانتین باخته بود. محمود سر گذاشته بود رو زانوش و گریه می کرد. نمی فهمیدم.
شب عاشورا، نشسته بود کنارم. لطفی بیات اصفهان میزد. چشماش بسته بود و آروم سر تکون میداد. مثال نیایش و نجوا.. نمی فهمیدم.

تنهایی ترسناکه. صدای تلویزیون رو زیاد کردم و تند تند کانال ها رو بالا پایین. شبکه ی چهار، سیاوش صفاریان پور، آسمان شب. خیلی ساله از نجوم دور موندم. یادم رفته بود افسون شگفت آور آسمانُ. آروم گرفتم و مات حرف هاشون شدم. 
مهمان برنامه از سفرش برای دیدن شفق های قطبی می گفت. لحظه ای که از پنجره ی هواپیما به بیرون نگاه کرد.. بازی هاله های نور سبز و آبی رنگ.. شگفتی و برق نگاهش وقتی از اون لحظه می گفت و حسرت و تحسین چشم های صفاریان پور..
آخر صحبتاش گفت "همه ازم می پرسن سیر شدی؟ ولی برای من انگار همه ی اون لحظه ها رویا بوده"
بغض تو گلوم بالا پایین می شد. شما نمی فهمید..  



من هم احتمالا یکی از عشاق نجوم در قدیم ام! الان نهایت کاری که میکنم اینه وقتایی که شهاب بارونه میرم بیرون و چنتا شهاب میبینم و اگه شبی با بچه ای بیرون باشم تمام سعیم رو میکنم تا با نشون دادن ستاره ها و صورت های فلکی و قصه هاشون بهش عاشق آسمونش کنم. ولی خودم خیلی وقته که از آسمون دور افتادم. 
.
الان فصل شفق های قطبیه. چند وقت پیش تصاویرش رو میدیدم و هی پیش خودم میگفتم واقعا چیه این آسمون؟ چطوری آخه اینقدر قشنگه؟ واقعا هم یک رویاست.

در مورد شفق های قطبی و داستان های اساطیری مربوط بهشون اینو بخونین جالبه(قبلا تو کانال گذاشته بودمش) :

آورورا (Aurora) الهه شفق، در اساطیر رومی عاشق یک انسان فانی شد و از ژوپیتر خواست تا نامیرایش کند اما یادش رفت جوانیِ ابدی برایش بطلبد. پس معشوقه اش از پیری پیوسته چروکیده‌تر شد بى آن که بمیرد.

شگفت انگیزه.. عاشقانه س.
من وقتی صفاریان پور چشماش گرد میشه و به هیجان میاد می فهممش. حس و حال دیوانه ی اون آدم ها رو وقتی از یه اتفاق هیجان انگیز مثل امکان حیات تو یکی از قمرهای مشتری صحبت می کنن و بال بال میزنن..
من چرخ رو هم دوست داشتم ولی آسمان شب واقعا خیلی خوبه.
اگه فرصت کردین هفته ی بعد ببینینش. سالگرد برنامه س. 

این داستانه چه جالب بود. چقدر پیر شده بوده بیچاره.



اره
معمولا افراد لحظاتی دارن که خودشون میفهمنش
ولی انصافا اونی که برای فوتبال گریه میکنه رو دیگه عمرا نمیفهمم
به نظرم یه چند دقیقه منطقی باهاش بحث کنی میبینی خودشم خودشو نمیفهمه
این یه قلم دیگه ته مسخره اس واقعا
اون هم فکر می کنه من که با دیدن عکسای شفق قطبی بغض می کنم مسخره م.
هرکس یه لحظاتی داره که فقط خودش می فهمتش.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
زندگی، پنجره ای باز به دنیای وجود..
Designed By Erfan Powered by Bayan