پنجره می چکد

طوری پراکنده‌ایم در جهان که جز کلمات هیچ چیز نداریم

گفت مثه خانجونا تو کیفش همیشه خوراکی داره

دیروز نشسته بودیم پشت میز سه نفره ی مسخ و سعی می کردیم دنیایی برای ایده های کوچیکمون بسازیم.

میرمعین گفت از هرکدوم بخواه شخصیت خودشون رو تو یه پاراگراف بنویسن و برداشت خودتو بهشون اضافه کن.

رو کردم به سبحان. "برداشت تو از من چیه؟"

حرفایی که زد برام خیلی جالب و ارزشمند بود.



..


میخوام یه خواهشی بکنم. اگه دوست دارین شما هم یه پاراگراف از خودتون بنویسین و اینجا، خصوصی یا عمومی کامنت بذارین. برام جالبه که هرکس خودشو و من رو چجوری می بینه. 

یه موجود احمقم. پر از اشتباه. «نه گفتن» به خودم رو یاد نگرفتم. خیلی از بدیهیات رو نمی‌دونم. 
چیز بیش‌تری یادم نمیاد درباره‌ی خودم، که قابل بیان باشه :)) 
یکم با خودت مهربان باش :/
یه دختر فوق العاده حاضر جوابم :)) بسیار شیطون و شکمو تو دو تا مسئله درگیری ذهنی دارم که باعث شده گاهی گوشه گیر به نظر بیام جدیدا کم صبر و عصبی شدم و مهم ترین ویژگی اینکه دریا دریا رفیق بازم :)) 
تو آروم و ساکت و مظلومی و مهربون بر خلاف من شکمو نیستی پرحرفم نیستی بیشتر شنونده ای ولی نویسندگی و نقاشی و خطط میلیون ها بار از من بهتره خوش قلبی ولی ته ذهنت از یه چیزی همیشه ناراحتی 
اگه آقاگل بودم می گفتم 
"دنیا خوش است و مال عزیزست و تن شریف
لیکن رفیق بر همه چیزی مقدم است"


چه چیزای خوبی از من تو ذهنت داری.
من آروم و ساکتم ولی مظلوم نیستم. سر موقعش داد و بیدادم کردم، آبروی طرفم بردم.. جلوی حرف زور نباید ساکت موند.
من:
یه عاشق واقعی یادگیری که دوست داره "همه چیز دان" باشه :) در نگاه اول خیلی ساکت و خجالتی و باید بهش فرصت بدهین تا یخش آب بشه.

تو:
یه دختر شیطون و پرانرژی و دوست داشتنی :) میشه باهاش گپ زد و منظورش رو خوب می رسونه :)
تو اصلا در نگاه اول ساکت و خجالتی نیستی. 


شیطون و پرانرژی :)
ممنونم که پریسا.
یک آدم خود بامزه پندار که اطرافیانش زیاد باهاش هم عقیده نیستن. اخم رو بلد نیستم. زیاد اعصابم خورد نمیشه. یک کمی بیخیالم در انجام امور. و فردی ام که خیلی جای کار دارم تا بتونم ادعایی داشته باشم.

:)
جالبه.
بعدا میام می‌نویسم 🍁
:)
شنبه ۲ ارديبهشت ۹۶ , ۲۱:۴۶ سارای زنجیربریده
فکر کنم من یه آدم شلخته‌ی پررو باشم. وسط همه‌ی اعتراض‌هایی که دیدم خودم بودم=| جوگیر م. معمولاً دوست دارم به آدم‌های اطرافم این احساس رو بدم که من هستم، بسپرید به من و نگران نباشین. تقریباً از همه‌ی آدم‌ها خوشم می‌آد، ولی با اکثرشون نمی‌تونم رابطه برقرار کنم. و دوست دارم به آدم‌ها اعتماد کنم، حتی اگه ته ذهنم بدونم اشتباهه. چون به هرحال به یه احتمالی  درسته و خب خیلی احمقانه‌ست که از ترس اینکه اشتباه باشه به کلی آدم جالب اعتماد نکنم! دلقک ثابت جمع دوست‌هامم. دلم نمی‌خواست این‌طور باشم و انقدر گاهی بعضی آدم‌ها رو مسخره کنم اما نمی‌تونم، انگار این یه جور دست پیش گرفتنه برای من که پس نیفتم. شیوه مقابله‌م با همه‌ی کثافت‌کاری‌های دنیاست، شاید نصف دنیا به من بخندن ولی اگه این‌طور باشه قطعاً من به همه‌شون می‌خندم:|
و تو خورشید؟ اوایل فقط کامنت‌هات رو می‌دیدم. به نظرم حرف زدن با تو تجربه‌ی قشنگی‌ه. از همون موقع لاغر و با شال زرد تصورت کردم:دی گوش‌هات هم بیرونه و معمولاً دو تا گوشواره بزرگ بهشه. و احتمالاً انقدر خوب گوش می‌دی که آدم‌ها هی دلشون می‌خواد باهات حرف بزنن. بعد دیگه موفق به شکار وبلاگت شدم:)) و تو چقدر دل‌نشینی! غم‌ت هم یه مدل خورشید واری‌ه حتی:)
چقدر تو آدم جالبی هستی سارا. چندین بار کامنتتو خوندم. 

تصورت ازم منو یاد پرفسور تریلانی انداخت ^_^ 
من عاشق اینم که یه گوشه بشینم و آدما برام حرف بزنن.
دوست دارم جمله ی آخرتو بغل کنم.
:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
زندگی، پنجره ای باز به دنیای وجود..
Designed By Erfan Powered by Bayan