پنجره می چکد

طوری پراکنده‌ایم در جهان که جز کلمات هیچ چیز نداریم

برو.. دور شو...

چقدر روز بدیه امروز مثل ترسناک ترین کابوس کودکی..

چی شده خورشید خانوم جون؟
نرگس من کارم خوب بوده؟
آخرش خوب میشه؟
به آخر میرسه اصلا؟
چی شده خورشید ماه شدین تیره و تار
من همیشه از نصفه بودن بدم میومده..
همیشه ترجیح دادم تموم و کامل کننده ی کارها باشم.
الان نشستم وسط یه دنیای ناقص.
خودم شدم یه آدم نصفه نیمه.
کار تو که قطعا خوب بوده عزیز جان،
کم کاری از بقیه س فک کنم.
ایشالا که هم به آخر میرسه هم آخرش عالی میشه :)
من دلم روشنه :)
نه.. نمی دونم. بچه ها کار خودشونو انجام دادن.
ترسم از همین آخرشه که چیزی جز عالی بشه.

چرا ترس؟ نترس.. همه چی اونوره ترسه :) (به قول خودت)
همچنان دلِ من روشنه ^_^
به قول لافکادیو :)
جمعه ۲۰ اسفند ۹۵ , ۲۰:۴۰ یا فاطمة الزهراء
نترس حتما عالى میشه 
قول؟
مثل کابوس دیر رسیدن به امتحان های مدرسه! :|
آقاگل یه بار سال سوم راهنمایی ، امتحانات ترم اول، رفتم مدرسه و فهمیدم امتحان دفاعی داریم. 
من حرفه و فن خونده بودم.
کابوسا ابدی نیستن. بالاخره از خواب میپری :)
آره..
وقتی تمومش می کنم حالم خیلی خوب میشه.
ترسناک ترین کابوس کودکی هم وقتی آدم بزرگ بشه دیگه ترسناک نیس
زیاد بهش فکر نکنین
کابوسای ترسناک کودکی همیشه دنبال آدم میان.

من میگم آدم باید کودکی قشنگی داشته باشه.. هرچقدر هم بزرگیش سخت
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
زندگی، پنجره ای باز به دنیای وجود..
Designed By Erfan Powered by Bayan